ميگفتند پس آن پيغمبر جنيان را بخداى تعالى دعوت كرد و ايشان قبول آن دعوت نكرده او را كشتند ، محتمل است كه اين پيغمبر يوسف نام از جنس جن باشد و ميتواند كه از نوع انس باشد كه حق تعالى او را بر جنيان مبعوث گردانيده باشد و ايضا در عيون اخبار الرضا از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه
« ان اللَّه عز و جل أرسل محمدا صلوات اللَّه عليه و آله الى الجن و الانس » .
قالُوا
گويند اين معشر جن و انس در جواب كه
شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا
گواهى ميدهيم بر كفر و عصيان نفسهاى خود و اعتراف مينمائيم بر انقطاع معذرت و بر استحقاق عذاب
وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا
و فريفته كرده بود ايشان را زندگانى دنيا و بكفر خود اقرار نميكردند
وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ
و چون شدايد و اهوال قيامت را بديدند گواهى دادند بر نفسهاى خود در آخرت
أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ
به اينكه ايشان بودند ناگرويدگان در دار دنيا .
ذلِكَ
اين ارسال رسولان
أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ
به جهت انتفاء بودن پروردگارتست
مُهْلِكَ الْقُرى
اى مهلك اهل القرى ، يعنى هلاك كننده اهل ديهها و شهرها
بِظُلْمٍ
بسبب ظلمى كه اهل قريهها كرده باشند ؛ بنا برين ترجمه « أن لم يكن » تعليل ارسال رسل است و كلمهء « أن » مصدرى كه مدخول خود را بمصدريت فروز آورده به اين تقدير كه « ذلك لانتفاء كون ربك مهلك القرى بظلم » و ميتواند كه كلمهء « ان » مخففه از مثقله باشد . اى ذلك لان الشأن لم يكن ربك مهلك اهل القرى بظلم ، يعنى اين ارسال رسل بواسطهء آنست كه شان اينست كه نيست پروردگار تو هلاك كننده اهل قريهها بسبب ظلمى كه كرده باشند
وَ أَهْلُها غافِلُونَ
و حال آنكه باشند اهل آن قريهها غافل يعنى پيغمبرى براى ايشان مبعوث نشده باشد كه تا ايشان را خبر از خدا و قيامت دهد و انذار از ظلم نمايد و ازينجاست كه اهلاك هيچ قومى نبوده مگر بعد از ارسال رسل و الا ايشان را حجت بودى بر خداى تعالى كه چرا براى ما از