نيك را بر وجه توفيق و لطف و عمل بد را بر وجه تخليه و خذلان ايشان تا آنكه شيطان بر آنها غلبه كرده و اعمال بد را در نظر ظاهر بين ايشان تزيين داد بنا برين نسبت زينت كردار بد به حق سبحانه و تعالى بر وجه مجاز است و حقيقة فاعل آن شيطان است چنانچه در قرآن مجيد و در جاهاى ديگر تصريح به آن شده
ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ
پس بسوى جزاى پروردگار ايشانست
مَرْجِعُهُمْ
بازگشت ايشان
فَيُنَبِّئُهُمْ
پس آگاه گرداند ايشان را و خبر دهد در وقت مكافات عمل
بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
به آنچه بودند كه ميكردند از خوب و بد .
آوردهاند كه اكابر قريش به حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله گفتند كه : تو ما را خبر ميدهى كه معجزهء موسى عصاست و معجزهء عيسى احياء موتى و معجزهء صالح بيرون آوردن ناقه از سنگ اگر تو نيز ازين نوع معجزه بما بنمايى ما به تو ايمان آوريم و بر طبق اين قسم خوردند حق تعالى خبر ازين ميدهد كه :
وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ
و قسم خوردند كفار قريش به خدا
جَهْدَ أَيْمانِهِمْ
در حالتى كه جد و اجتهاد داشتند در قسمهاى خود
لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ
اگر آيد بديشان نشانه و معجزه كه ايشان خواستند
لَيُؤْمِنُنَّ بِها
هر آينه ايمان آرند به آن آيت كه آن فى الحقيقه ايمان به پيغمبر است
قُلْ
بگو اى محمد :
إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ
جزين نيست كه اين معجزات نزد خداست و او قادر است بر اظهار آن و اگر مصلحت مقتضى آن باشد ظاهر خواهد كرد و مرا در آن دخلى نيست
وَ ما يُشْعِرُكُمْ
و چه چيز دانا گردانيد شما را اى مؤمنان ؟ اين استفهام انكاريست يعنى نميدانيد شما
أَنَّها إِذا جاءَتْ
اينكه هر گاه بيايد آن معجزه
لا يُؤْمِنُونَ
ايمان نمىآرند ايشان به آن آيات و به پيغمبر آخر الزمان صلى اللَّه عليه و آله .
وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ
معطوفست بر « لا يؤمنون » به اين معنى كه و نميدانيد شما اينكه هر گاه بيايد آن آيهء مقترحهء ايشان بگردانيم دلها و ديدههاى ايشان را در دار دنيا