تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
ادق از خلق نجوم است لهذا درين مقام فقه را كه ادراك بدقت است ايراد نمود و در آن مقام علم را كه مطلق ادراك است آورد .
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن خدايى كه
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ
فرو فرستاد از طرف آسمان
السَّماءِ
آب باران را
فَأَخْرَجْنا بِهِ
پس بيرون آورديم به آن آب
نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ
غذاى هر چيزى را در « فأخرجنا » التفات از غيبت است بتكلم
فَأَخْرَجْنا مِنْهُ
پس بيرون آورديم از آن آب
خَضِراً
گياه سبز را كه
نُخْرِجُ مِنْهُ
بيرون ميآوريم از آن گياه سبز
حَبًّا مُتَراكِباً
دانهء بر يكديگر مركب شده و بر هم نشسته را مانند خوشه
وَ مِنَ النَّخْلِ
اى فاخرجنا من النخل نخلا يحصل
مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ
يعنى پس بيرون آورديم از خرماستان ، درختان خرمايى را كه حاصل مىشود از شكوفهء آنها خوشها به يكديگر نزديك يا به زمين نزديك كه بدست توان چيد بنا برين «
وَ مِنَ النَّخْلِ
» عطف است بر « منه » در «
فَأَخْرَجْنا مِنْهُ
» و «
قِنْوانٌ دانِيَةٌ
» فاعل فعل محذوفست كه « يحصل » باشد و اين مجموع ، صفت موصوف محذوفىاند كه آن « نخلا » است
وَ جَنَّاتٍ
بكسر عطف است بر «
نَباتَ كُلِّ شَيْءٍ
» يا بر « خضرا » يعنى پس بيرون آورديم از آن آب بوستانها
مِنْ أَعْنابٍ
از درختان انگور و برفع چنانچه قرائت حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام است مبتدايى است محذوف الخبر اى « و ثمة جنات من اعناب » يعنى و در آنجا با وجود درختان خرما بوستانهايى است از درختان انگور
وَ الزَّيْتُونَ
و بيرون آورديم از آن آب درخت زيتون
وَ الرُّمَّانَ
و درخت انار
مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ
در حالتى كه هر يك ازين ميوه‌ها نوعى تشابه دارند با يكديگر و نوعى عدم تشابه
انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ
نظر كنيد بسوى ميوهء هر يك ازين درختان
إِذا أَثْمَرَ
وقتى كه بيرون آرد ميوهء خود را نارسيده بغايت خوردى و بىمزگى
وَ يَنْعِهِ
اى انظرو الى ينعه ، تا معطوف باشد بر « ثمره » يعنى و بنگريد بسوى حال رسيدگى و پختگى آن كه چگونه شكلى و لذتى دارد
إِنَّ فِي ذلِكُمْ
بدرستى كه درينها كه ذكر كرديم براى شما
لَآياتٍ