شَيْءٍ عَلِيمٌ
و او به همه چيز داناست .
ذلِكُمُ اللَّهُ
« ذلكم » مبتداست و « اللَّه » و آنچه بعد از او مىآيد أخبار مترادفهاند يعنى موصوف بصفات مذكوره خداوندى است جامع جميع صفات كمال
رَبُّكُمْ
پروردگار شماست
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نيست هيچ معبودى سزاوار عبادت مگر او
خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
خلق كنندهء جميع چيزهاست بعضى را بخلق تكوينى و برخى را بخلق تقديرى
فَاعْبُدُوهُ
پس او را عبادت كنيد كه او لايق عبادتست نه غير او كه مخلوق اويند
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
و او بر همه چيزى نگهبانست و متولى امور بندگان پس توكل بر او بايد كرد و تفويض امور خود به او بايد نمود نه به غير او .
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
در نمييابد و احاطه نميكند او را چشمها يعنى وهمها
وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
و او در مىيابد و احاطه مىكند وهمها را چنانچه در كتاب توحيد از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« انما عنى احاطة الوهم ، اللَّه اعظم من ان يرى بالعين »
يعنى جزين نيست كه خداى تعالى خواسته است از ادراك بصرى احاطهء وهمى را و اما ادراك بصرى نفى آن بر حقتعالى بديهى است ، و بداهت آن بمرتبهايست كه احتياج بنفى ندارد و حق سبحانه و تعالى بزرگتر است از اينكه ديده شود به چشم و ابو هاشم جعفرى از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت به من گفت :
« أما تقرأ قوله عز و جل :
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
؟ قلت : بلى ، قال :
فتعرفون الأبصار ؟ قلت : نعم قال : و ما هى ؟ قلت : الأبصار العيون ، فقال عليه السّلام : أوهام القلوب اكبر من أبصار العيون فهو لا تدركه الاوهام و هو يدرك الاوهام »
وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
و اوست رسنده بدقايق اشياء چنانچه در حديث در تفسير «
وَ هُوَ اللَّطِيفُ
» آمده كه
« النافذ فى الاشياء »
الْخَبِيرُ
آگاه و دانا باسرار و مصالح بندگان .
قَدْ جاءَكُمْ
بتحقيق آمد بشما
بَصائِرُ
بينات و دلايل كه باعث بصيرت و نور قلب است
مِنْ رَبِّكُمْ
از جانب پروردگار شما
فَمَنْ أَبْصَرَ
پس هر كه بفهمد آن دلائل