از همهء خيرات و كفار را « نوى » از اينجهت ناميدهاند كه آن مشق است از نأى بمعنى دورى و كافران دورند از حق و خوبى ، و مراد از « حى » كه بيرون مىآيد از ميت مؤمنى است كه بيرون مىآيد طينت او از طينت كافر و مراد از ميتى كه بيرون مىآيد از حى كافريست كه طينت او از طينت مؤمن بيرون مىآيد ، پس مراد از حى مؤمن و از ميت كافر است .
ذلِكُمُ اللَّهُ
اين زنده كننده و ميراننده خدايى است كه مستحق عبادتست
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
أى فانى تصرفون يعنى پس از كجا و از چه جهت برگردانيده ميشويد از و بسوى غير او و فى تفسير على بن ابراهيم «
فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
اى تكذبون » يعنى پس از چه جهت تكذيب اينچنين خدايى ميكنيد ؟
فالِقُ الْإِصْباحِ
شكافندهء صبح است از ظلمت شب « اصباح » بكسر همزه در اصل مصدر أصبح است « يقال : اصبح اصباحا اذا دخل فى الصبح » و مراد از اصباح در اينجا صبح است بعضى « اصباح » را بفتح همزه خواندهاند كه تا جمع صباح باشد
وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً
و گردانيد شب را آرامگاه خلق تا از تعب حركات روز آسايش نمايند
وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
و گردانيد آفتاب و ماه را
حُسْباناً
بر ادوار مختلف تا به آن حساب اوقات كنند
ذلِكَ
اين امور مذكوره
تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ
اندازه كردن خداوندى است غالب بر همه چيز
الْعَلِيمِ
دانا بتدبير مملكت خود
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن قادرى كه
جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ
بيافزايد بقدرت كاملهء خود براى انتفاع شما ستارگان را
لِتَهْتَدُوا بِها
تا راه بيابيد بسبب آن نجوم
فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
اى فى ظلمات الليل فى البر و البحر ، در تاريكيهاى شب در بيابان و در دريا يعنى تا بضوء طلوع و غروب آنها راهها را پى بريد و بروايت على بن ابراهيم مراد از نجوم آل محمدند صلوات - اللَّه عليه و آله زيرا كه اهتداء خلق از گمراهى اديان باطله و انتظام امور عباد در بر و بحر بوجود شريف ايشان وابسته است
قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ
بتحقيق بيان كرديم