تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 794

مساهمون:

ص٧٩٤
بِالْآخِرَةِ
و آن كسانى كه ايمان آورده‌اند بآخرت
يُؤْمِنُونَ بِهِ
ايمان مىآرند به قرآن
وَ هُمْ
و آن مؤمنين به قرآن
عَلى صَلاتِهِمْ
بر نمازهاى خود
يُحافِظُونَ
محافظت ميكنند و شروط و أوقات آن را مراعات مينمايند ، تخصيص صلوات بواسطهء آنست كه آن عبادتى است رأس جميع عبادتها و قبول آن باعث قبول جميع اعمال صالحه است . و چون حق سبحانه و تعالى بيان كرد كه قرآن نازل از جانب اللَّه است پس در مقام وعيد كسى كه مدعى آنست كه وحى بر من نيز نازل مىشود و من نيز مانند قرآن آيات نظم ميتوانم كرد ميفرمايد كه :
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
و كيست ستمكارتر از آن كسى كه افترا كرد بر خداى تعالى دروغ را
أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ
يا گفت كه : وحى كرده مىشود به من
وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ
و حال آنكه وحى كرده نشده بسوى او چيزى
وَ مَنْ قالَ
و كيست ستمكارتر از آن كس كه گفت :
سَأُنْزِلُ
زود باشد كه نازل گردانم
مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
مانند آنچه خداى تعالى نازل گردانيده از حديث على بن ابراهيم كه در تفسير خود آورده و از حديث روضهء كافى چنين مستفاد مىشود كه مجموع آيهء «
وَ مَنْ أَظْلَمُ
» تا آخر همه در شأن عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح كه برادر رضاعى عثمان بود و عثمان در زمان خلافت خود او را والى مصر گردانيده بود نازل شده و محمد بن مسعود عياشى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه اين آيات در شأن جمعى نازل شده كه دعوى خلافت و امامت كردند و در واقع خليفه و امام نبودند و مضمون حديث على بن ابراهيم و روضهء كافى اينست كه ابن ابى سرح در مدينه مسلمان شد و بواسطهء حسن خطى كه داشت حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله او را كاتب وحى گردانيد و چون آيه‌اى از جانب اللَّه نازل ميشد و حضرت او را حكم به نوشتن آن ميكرد او پيش خود تغيير آن ميداد چنانچه بازاى « ان اللَّه عزيز حكيم » « ان اللَّه عليم حكيم » مينوشت و بجاى « و اللَّه بما يعملون خبير » « و اللَّه بما يعملون بصير » كتابت ميكرد حضرت به او گفت : « دعها فان اللَّه عليم حكيم » يعنى بگذار آيه