ازين قوم شيعيان أمير المؤمنيناند و اين آيهء كريمه دلالت دارد بر آنكه حق سبحانه و تعالى در همهء ازمان حافظ دين خود است يا به پيغمبران يا بامامان .
پس در تأديب پيغمبر ميفرمايد كه
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ
آن انبياء مذكوره كسانىاند كه هدايت نمود خداى تعالى ايشان را باقسام كمالات نفسانى : ابراهيم را بسخاوت و أيوب را بصبر و موسى را بصلابت و عيسى را بزهد و على هذا القياس
فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
پس بهدايت و راه نمودن ايشان اقتدا كن يعنى خود را بمكارم اخلاق ايشان متصف گردان ، و چون أوامر الهى نسبت بانبيا مقارن فعليت است بنا برين ذات مقدس حضرت ختمى پناه صلى اللَّه عليه و آله جامع جميع صفات كاملهء انبيا خواهد بود و اين دليل تام است بر افضليت آن حضرت بر انبيا سابق « آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى » بنا برين ترجمه مراد از
فَبِهُداهُمُ
أوصاف جميله و ملكات حميده است و بعضى گفتهاند كه : مراد از آن اصول دين است نه فروع زيرا كه در فروع اختلاف بسيار است پس بهر دو وجه لازم نمىآيد كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله متعبد بشرع من قبله باشد .
قُلْ
بگو اى محمد مر قوم خود را كه :
لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ
نميخواهم من از شما بر تبليغ رسالت و أحكام
أَجْراً
مزدى
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ
اى « الا تذكر وعظة للعالمين » يعنى نيست اين تبليغ من مگر پندى و ياد آوردنى مر عالميان را كه تا بسبب آن راه حق يابند و چون جمع محلى بألف و لام در «
إِلَّا ذِكْرى لِلْعالَمِينَ
» افادهء عموم افراد و شمول ازمان مىكند پس بايد كه آن حضرت مبعوث بر جميع خلايق در همهء ازمان باشد لهذا در مجمع البيان و جوامع الجامع مذكور است كه فيه دليل على أن نبينا عليه السّلام مبعوث الى كافة العالمين و ان النبوة مختومة به .