و بر ثانى به چند وجه ايراد كردهاند يكى آنكه اسماعيل از أولاد ابراهيم بوده نه از ذريت او و اطلاق ذريت بر اولاد غير متعارفست ديگر آنكه لوط كه در زمان ابراهيم پيغمبر بود پسر خالهء ابراهيم بوده چنانچه در حديث علل الشرائع مذكور است و بعضى پسر برادر ابراهيم گفتهاند قاضى ناصر الدين بيضاوى گويد : « و لوطا هو هاران ابن أخى ابراهيم » و بعضى پسر خواهر نيز گفتهاند و بهر تقدير از ذريت ابراهيم نبوده و همچنين يونس نيز بيرون از ذريت ابراهيم است أما بر همهء اين انبياء ذريت نوح صادق مىآيد و مع هذا بحث أول درين جا نيز لازم مىآيد و جوابى كه در دفع اعتراض وجه ثانى گفتهاند به اين طرز كه انبيايى كه داخل ذريت ابراهيم نيستند ذكر آنها در ميان ذريت او بطريق تغليب است يعنى تغليب ذريات بر غير ذريات ، جواب بحث از ارجاع ضمير بنوح نيز مىشود ، اگر چه آن را جوابى ديگر نيز هست زيرا كه گفتهاند كه أصح آنست كه مراد از الياس ادريس نيست بلكه او از فرزند زادهاى هارون برادر موسى بوده ، پس ارجاع ضمير بنوح بحسب ظاهر بهتر مينمايد اما حقيقة چون راجع ساختن ضمير بابراهيم مطابق حديث ائمهء دين و دنيا عليهم السلام است چنانچه عنقريب خواهى شنيد بنا برين مىگوييم كه «
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ
» يعنى و هدايت كرديم از ذريت ابراهيم اين چهارده پيغمبران را كه اسامى سامى ايشان اينست
داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ
گفتهاند كه أيوب پسر آموص است كه او از أسباط عيص بن اسحاق بوده
وَ كَذلِكَ
و هم چنان چه اين انبيا را جزاء خير از ثواب و كرامات عطا كرديم
نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
جزا ميدهيم نيكوكاران را .
وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ
همهء اين پيغمبران مذكور صاحبان اعمال پسنديده و محترز از افعال قبيحهاند
وَ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطاً وَ كلًّا فَضَّلْنا
و همهء اين انبيا را تفضيل داديم به نبوت
عَلَى الْعالَمِينَ
بر عالميان