ابو الجارود سؤال كن از آنان كه انكار ميكنند اين مطلب را كه : آيا حالست رسول اللَّه را تزويج زوجهء حسنين عليهما السلام يا نه ؟ پس اگر بگويند كه حالست به خدا قسم كه اين جماعت از جملهء دروغ گويان و فاجران باشند و اگر بگويند كه حال نيست پس مطلب بوضوح پيوست كه حسنين عليهما السلام فرزند صلبى پيغمبرند . زيرا كه حرام زوجهء فرزند صلبى است نه غير صلبى .
مخفى نماند كه در اين آيهء كريمه كه ما در مقام تفسير آنيم ناچار است از ذكر دو نكته : يكى آنكه پيغمبر صلوات اللَّه عليه و إله چرا در ضمن ابن انبيا مذكور نشد و چرا اسماعيل در پهلوى اسحاق برادر سود ايراد نيافت و در آخر مذكور گرديده : دوم آنكه چرا انبياء ذريت ابراهيم به اين ترتيب مرتب گرديدند با وجود آنكه رعايت ترتيب يا باعتبار فضل و درجه است و يا باعتبار زمان و مدت درين جا هيچكدام ازين دو امر مرعى نشده پس ذكر به اين ترتيب را چه وجه باشد ؟ اما نكتهء اول متحمل است كه حضرت عزت عز اسمه محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله را امر كرد شريك نداشتن خداى را براى عربان بحجت و برهان ظاهر سازد و حجت ابراهيم را نيز بر ايشان بيان كند و بگويد كه حقتعالى ابراهيم را بمحص اعتقاد بوحدانيت خدا نعمتها داد و اولاد او را مرتبة نبوت و سلطنت بخشيد بنا بر اين حضر ؟ ت خود مستدلند ، و ذكر مستدل و نبوت او در اين دليل وجهى ندارد ، و لهذا حضرت اسماعيل عليه السّلام كه از اجداد آن حضرت است در اول مرتبه مذكور نشد . و اما نكتهء ثانى ميتواند اين باشد كه چون حق سبحانه و تعالى هر طائفه از طوائف انبيا را بنوعى از كرامت و فضل اختصاص داد چنانچه جمعى را بملك و سلطنت مزيت بخشيد مانند داود و سليمان ، و صنفى را ببلاء شديد و بمحنت عظيم مانند ايوب عليه السّلام ، و گروهى را بجامعيت اين دو حالت چون يوسف عليه السّلام كه اول بمحنت گرفتار شد و پس از آن بملك مصر و سلطنت رسيد ، و فرقهاى را به قوت معجزات و كثرت براهين و مهابت عظيمه و صولت شديده چنانچه
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 789
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٧٨٩