در حق موسى و هارون بظهور پيوست ، و بعضى را بزهد بسيار و عدم مخالطت با ناس و اعراض از مستلذات جهان بىاساس مانند زكريا و يحيى و عيسى و الياس ، و به جهت اين معنى در حق ايشان فرموده : «
كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ
» و طائفهاى را بعدم اتباع و اشياع مختص گردانيد . اللَّه تعالى اعلم بحقائق كلامه .
وَ مِنْ آبائِهِمْ
و فضيلت داديم بعضى از پدران ايشان را
وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ
و بعضى از فرزندان ايشان را
وَ إِخْوانِهِمْ
و بعضى از برادران ايشان را كه بحيلهء نبوت و رسالت محلى نشده بودند
وَ اجْتَبَيْناهُمْ
و برگزيديم اين پيغمبران را
وَ هَدَيْناهُمْ
و هدايت كرديم ايشان را
إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
بر راه راست كه معرفت توحيد خداى تعالى و تنزيه اوست از شريك .
ذلِكَ
اين فضل و اصطفاء
هُدَى اللَّهِ
هدايت خداست و راهنمايى او
يَهْدِي بِهِ
راه مينمايد به آن از روى لطف و توفيق
مَنْ يَشاءُ
هر كرا ميخواهد
مِنْ عِبادِهِ
از بندگان خود
وَ لَوْ أَشْرَكُوا
و اگر بالفرض و التقدير اين پيغمبران شريك آوردندى براى خداى تعالى با وجود اين فضل و كمال
لَحَبِطَ عَنْهُمْ
هر آينه باطل ميشد از ايشان
ما كانُوا يَعْمَلُونَ
آنچه بودند كه ميكردند ، يعنى صوابى بر آن نمىيافتند ، چه صحت عمل تابع ايمان است و هر گاه اين نباشد آن نيز نخواهد بود .
أُولئِكَ
آن گروه انبياء
الَّذِينَ
آنانند كه
آتَيْناهُمُ الْكِتابَ
داديم ايشان را كتاب يعنى جنس « كتاب » اعم از توراة و انجيل و صحف و غير ذلك
وَ الْحُكْمَ
و حكم كردن ميان مردم
وَ النُّبُوَّةَ
و رسالت و پيغمبرى
فَإِنْ يَكْفُرْ بِها
پس اگر انكار كنند و اعتقاد نيارند بكتاب و حكم و نبوت
هؤُلاءِ
اين گروه معاندان از قريش و اصحاب پيغمبر كه منكر ولايت أمير المؤمنين عليه السّلاماند
فَقَدْ وَكَّلْنا
پس بتحقيق بر گماشتهايم ما
بِها
اى بمراعاتها ، يعنى براى مراعات اين سه چيز و ايمان به آن
قَوْماً
گروهى را كه
لَيْسُوا بِها بِكافِرِينَ
نيستند بدين چيزها انكار كنندگان بروايت على بن ابراهيم مراد