است
كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ
مانند باز گرديدن كسى كه فريفته باشند او را شيطانها
فِي الْأَرْضِ
در بيابانها
حَيْرانَ
در حالتى كه سرگردان و گمراه باشد از طريق مستقيم
لَهُ أَصْحابٌ
باشد مر او را مصاحبانى و رفقايى كه
يَدْعُونَهُ
بخوانند او را
إِلَى الْهُدَى
بسوى راه راست و گويند او را كه
ائْتِنا
بيا بجانب ما كه تا از حيرت نجات يا بى ، مراد آنست كه آيا ما بر گرديم تا آنكه مثل ما مثل كسى باشد كه شيطان او را به طرف خود خواند و رفيقان به طرف خود و او حيران و متردد باشد در قبول قول شيطان و بورطهء هلاكت افتادن و در شنيدن سخن رفقا و بسر منزل نجات رسيدن .
قُلْ
بگو اى محمد :
إِنَّ هُدَى اللَّهِ
بدرستى كه دين خدا يعنى اسلام
هُوَ الْهُدى
آنست دين درست و باقى ضلال گمراهى است
وَ أُمِرْنا
و أمر كرده شدهايم ما
لِنُسْلِمَ
تا آنكه قبول كنيم
لِرَبِّ الْعالَمِينَ
مر فرمان پروردگار عالميان را .
وَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
أى قيل لنا : أن أقيموا الصلاة ، بنا برين «
وَ أَنْ أَقِيمُوا
» معطوف بر مقدر است يعنى گفته شديم ما اينكه بپاى داريد نماز را
وَ اتَّقُوهُ
و بترسيد خداى را و بعضى گفتهاند كه : «
وَ أَنْ أَقِيمُوا
» معطوفست بر « لنسلم » و تقدير كلام را چنين كردهاند كه « امرنا للاسلام و لاقامة الصلاة و التقوى » يعنى مأمور شديم ما بر اينكه انقياد نمائيم أحكام پروردگار خود را و بر اينكه بپاى داريم نماز را و بترسيم خداى را
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن خداوندى كه
إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
بسوى جزاء او جمع خواهيد شد در روز قيامت .
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن قادرى كه
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
بيافريد آسمانها و زمين را
بِالْحَقِّ
بمحض حكمت و مصلحت
وَ يَوْمَ يَقُولُ
و ياد كن روزى را كه خداى تعالى در آن روز كه قيامت است بگويد مر هر چيزى كه تكوين آن را خواهد
كُنْ
بباش
فَيَكُونُ
پس بباشد يعنى چون حكم ببعثت اشياء نمايد بلا توقف