قُلْ
بگو اى محمد مر مشركين را از روى احتجاج كه :
مَنْ يُنَجِّيكُمْ
كيست كه نجات ميدهد شما را
مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
از تاريكيهاى بيابان و دريا يعنى از مخاوف و شدايد آنها
تَدْعُونَهُ
در حالتى كه ميخوانيد آن شخص نجات دهنده را
تَضَرُّعاً
از روى زارى بزبانها
وَ خُفْيَةً
و زارى بدلها و مىگوييد
لَئِنْ أَنْجانا
اگر نجات دهد ما را آن نجات دهنده
مِنْ هذِهِ
ازين شدايد و مخاوف
لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
هر آينه باشيم ما از جملهء شكر گويندگان بر نعمت نجات
قُلِ
بگو تو اى محمد اگر ايشان متنطق بجواب نشوند :
اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ
خداى نجات دهد شما را
مِنْها
از ظلمات و شدايد بر و بحر
وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ
و از هر اندوهى و غمى غير از آن شدايد
ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ
پس شما شريك مىآوريد براى خداى تعالى و رجوع مينمائيد از شكر بشرك و نقض عهد ميكنيد .
قُلْ
بگو اى محمد
هُوَ الْقادِرُ
آن خداى نجات دهنده تواناست
عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ
بر اينكه بفرستد بر شما
عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ
عذابى از بالاى سر شما مانند باريدن سنگ بر قوم لوط و اصحاب فيل
أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ
يا از زير قدم شما چون قارون كه به زمين فرو رفت و فرعون و فرعونيان كه به آب غرق شدند و از حضرت صادق عليه السّلام و ابن عباس مرويست كه مراد از عذاب « فوق » سلاطين و حكام جورند و از عذاب « تحت » غلامان بد كه خيرى در ايشان نباشد و قاضى ناصر الدين بيضاوى گويد : « و قيل من فوقكم اكابركم و حكامكم و من تحت ارجلكم سفلتكم و عبيدكم »
أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً
و يا مخلوط سازد شما را با گروهى چند كه مختلف باشند در دين و مذهب با هم و هر كدام طعنه بر ديگرى زنند
وَ يُذِيقَ