مفتح بفتح ميم است كه آن بمعنى مخزن است و بنا بر ثانى جمع مفتح بكسر ميم كه بمعنى كليد است
لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ
نميداند آن مفاتح را مگر او جل جلاله
وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
و ميداند آنچه در بيابان و آنچه در درياست از حيوانات و غير آن
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ
و نمىافتد هيچ برگى از درخت
إِلَّا يَعْلَمُها
مگر آنكه ميداند خداى تعالى آن را بعلم كامل خود
وَ لا حَبَّةٍ
و نمىافتد هيچ دانهاى
فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ
در تاريكيهاى زمين يعنى در زير زمين
وَ لا رَطْبٍ
و نمىافتد هيچ ترى
وَ لا يابِسٍ
و نه هيچ خشكى . بنا برين «
وَ لا حَبَّةٍ
» تا آخر معطوفست بر « ورقة » و مراد اينست كه نميباشد هيچ چيزى در عالم
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
مگر آنكه ثابت است در كتاب روشن كه عبارت از علم او سبحانه باشد و يا در لوح المحفوظ كه علم ما كان و ما يكون در او منقوش و مثبت است محمد بن مسعود عياشى رحمه اللَّه از حضرت ابو الحسن عليه السّلام روايت كرده كه مراد از كتاب مبين امام مبين است . در روضهء كافى از ابى ربيع شامى روايت كرده كه
« قال : سألت ابا عبد اللَّه عليه السّلام عن قول اللَّه عز و جل :
وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها
الى آخر الاية ، قال : فقال : الورقة السقط و الحبة الولد و ظلمات الارض الارحام و الرطب من يحيى من الناس و اليابس من بقبض و كل ذلك فى امام مبين »
يعنى ابو ربيع شامى گفت كه : از حضرت صادق عليه السّلام تفسير اين آيهء كريمه را سؤال كردم پس آن حضرت فرمود كه مراد از سقوط ورقه افتادن بچه است ناتمام از شكم مادر ، و مراد از حبه پسر تمام خلقت ، و مراد از ظلمات أرض ارحام مادرانست كه محل اولاد است ، و مراد از رطب كسى است كه در قيد حيات باشد ، و از يابس آنچه قبض روح او كرده باشند و مطلب از كتاب مبين امام ظاهر است ، و در تفسير اين كلمات عاليات احاديث ديگر مختلف به نظر رسيده اللَّه أعلم بحقائق الامور
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن قادرى كه
يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ
قبض روح شما مىكند بوقت شب يعنى خواب را در شب بر حواس ظاهرهء شما غالب ميگرداند و چون ميان