نوم و فوت مشاركت است در زوال احساس و عدم تميز بنا برين تعبير از نوم بفوت كرده
وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ
و ميداند آنچه را كسب ميكنيد از اعمال و افعال
بِالنَّهارِ
در روز
ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ
پس بيدار مىكند شما را از خواب
فِيهِ
در روز
لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى
تا وقتى كه تمام كرده شود مدت عمرى كه نام برده شده و تقدير كرده شد در لوح محفوظ يعنى تا وقتى كه شما استيفاء اعمار خود بكنيد
ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ
پس بسوى جزاء اوست بازگشت شما از موت
ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ
پس خبر كند شما را در قيامت
بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
به آنچه بوديد كه عمل ميكرديد يعنى خبر مىكند شما را بأعمال حسنه و افعال سيئهء شما .
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ
و اوست غالب بر بندگان خود
وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ
و ميفرستد و ميگمارد بر شما
حَفَظَةً
فرشتگانى را كه تا حفظ شما و حفظ اعمال و اطوار شما نمايند و گفتهاند كه : حكمت در ارسال حفظهء اعمال و كاتبان افعال ، زجر و منع است از ارتكاب معاصى زيرا كه هر گاه بنده داند كه اعمال او همه مكتوب ميگردد و برؤوس الاشهاد عرض آن مينمايند يقين كه خود را از اعمال بد نگاه خواهد داشت و مرتكب آن نخواهد شد
حَتَّى إِذا جاءَ
كلمهء « حتى » براى استينافست و تعلق بما قبل ندارد يعنى هر گاه بيايد
أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ
يكى از شما را مرگ
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا
قبض روح او كنند فرستادگان ما كه ملك الموت و اعوان و انصار اويند
وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ
و اين فرستادگان يعنى فرشتگان قابض ارواح تقصير و اهمال نميكنند در قبض ارواح .
ثُمَّ رُدُّوا
پس بازگردانيده شوند بعد از موت و قبض روح
إِلَى اللَّهِ
بسوى حكم و جزاى خداى تعالى كه آن خدا
مَوْلاهُمُ الْحَقِّ
خداوند ايشانست كه حكم مىكند براستى و درستى
أَلا لَهُ الْحُكْمُ
بدانيد كه مر او راست حكم در روز قيامت واحدى را در آنجا مجال حكم نيست
وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ
و اوست سريعترين حساب كنندگان