يهود كردند هر كس از اينها كه ايمان قلبى به خداى تعالى و بروز قيامت آورد و كار نيكو بجا بيارد پس ترسى نيست او را در قيامت و اندوهى نيست او را از تنقيص ثواب ، و صابيان و ترسايان نيز حكم ايشان همين حكمست ، كه اگر ايمان به آنچه گفتيم بيارند و كار نيكو بكنند در قيامت نه خوفى است ايشان را و نه اندوهى و محتملست كه «
مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ
» تا آخر خبر «
وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى
» باشد و بقرينهء اينخبر خبر « انّ » محذوف باشد و أبى بن كعب و ابن مسعود « و الصائبين » را بنصب خواندهاند تا داخل اسم « انّ » باشد و « من آمن » خبر « انّ » باشد و درين صورت حذفى و تقديرى در كار نيست و مراد از ايمان مؤمنين ثبات و استقامت ايشانست در ايمان و از ديگران أصل ايمان و يا مراد از ايمان اول ايمانى زبانى و مراد از ايمان ثانى ايمان قلبى است .
پس در بيان كفر و عناد أهل كتاب ميفرمايد كه
لَقَدْ أَخَذْنا
هر آينه بتحقيق اخذ كرديم ما بتوسط انبيا
مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ
عهد و پيمان فرزندان يعقوب را در قبول كردن توحيد و نبوت و ولايت
وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا
و فرستاديم بسوى ايشان پيغمبران را تا آنكه بيان كنند براى ايشان معالم دينرا
كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ
هر گاه آمد بديشان پيغمبرى و مأمور ميساخت ايشان را
بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ
به چيزى كه نميخواست آن را نفسهاى امّارهء ايشان از تكاليف شرعيه و أوامر و نواهى الهيه
فَرِيقاً كَذَّبُوا
گروهى را ازين پيغمبران تكذيب كردند مانند عيسى و پيغمبر آخر - الزمان صلوات اللَّه عليه و آله
وَ فَرِيقاً يَقْتُلُونَ
و جمعى را بقتل آوردند چون يحيى و زكريا عليهما السلام عطف مستقبل كه « يقتلون » است بر ماضى كه « كذبوا » است اشارت بر آنست كه شأن ايشان كه صفت ذميمه است هيچوقتى منفك از ايشان نميشود چه در ماضى و چه در مستقبل ، و مندرج است درين اشارت معنى كذبوا و قتلوا و يكذبون و يقتلون ، و يا اشارت بمحافظت سجع و فواصل كلامست كه از جملهء محسنات لفظى و