تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
هر كس كه فرو گذارد او را . بدان و آگاه باش كه من نماز پيشين كردم روزى با رسول خدا پس سائلى در پيغمبر سؤال كرده هيچ كس او را چيزى نداد پس دستهاى خود را بسوى آسمان برداشت و گفت : بار خدايا ! گواه باش كه من در مسجد پيغمبر تو سؤال كردم و كسى چيزى به من نداد ، درين هنگام امير المؤمنين عليه السّلام در ركوع بود اشارت فرمود بانگشت مبارك خود كه انگشترى در آن بود پس سائل گرفت انگشترى را از انگشت مبارك او ، و وقوع اينواقعه در حضور پيغمبر بود ، و چون آن حضرت از نماز فارغ شد مانند موسى رو به آسمان كرده گفت : بار خدايا روشن گردان سينهء مرا و آسان گردان كار مرا و بگردان براى من وصى از اهل من على را كه برادر منست . ابو ذر گفت : هنوز ايندعا را تمام نكرده بود كه جبرئيل عليه السّلام نازل گرديد و آيهء
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ
را بر حضرت خواند و تهنيت وصايت مرتضى على را به آن حضرت رسانيد و آن حضرت قصهء تهنيت را بأمير المؤمنين اعلام فرمود امير المؤمنين گفتند : « ما لعلى و نعيم يفنى و ملك لا يبقى » يعنى چه كند على با نعمت دنيا و پادشاهى كه بقا ندارد . و نيز حضرت سيد الشهداء عليه السّلام فرموده :
و الذى خاتمه جاد به * حين وافى رأسه للركعتين
يعنى پدر بزرگوار من انگشتر خود را بخشيد در وقتى كه برداشت سر مبارك خود را بواسطه اداء ركعتين . بروايت مجمع البيان و غير آن خاتم مضاف بفضه است و بروايت اخطب خوارزم « خاتما من ذهب » است و بر تقدير صحت اين روايت ممكنست كه بعد از تصدق خاتم منقلب به طلا شده باشد يا آنكه آن خاتم را حضرت با خود داشته بدون آنكه در انگشت مبارك خود كرده باشد از غزالى در كتاب سر العالمين نقل كرده‌اند كه گفته : آن انگشترى كه امير المؤمنين عليه السّلام در نماز بسائل داد انگشترى سليمان بود كه به حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله رسيده بود و آن حضرت بمرتضى داده بود ليكن از حديث كافى چنانچه عنقريب ميايد معلوم
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 670 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي