محمد صلى اللَّه عليه و آله و رتبهء ايشان را مقدم دارد بر جميع مردمان به جهت قرابتى كه با حضرت رسالت پناه دارند او نيز بمنزلهء آل محمد صلى اللَّه عليه و آله است اگر چه از نفس ايشان نباشد ، و همچنين است حكم خداى تعالى در كتاب او كه فرموده : «
وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ
» و
فى تفسير على بن ابراهيم باسناده عن مسعدة بن صدقة قال : « سأل رجل أبا عبد اللَّه عليه السّلام عن قوم من الشيعة يدخلون اعمال السلطان و يعملون لهم و يجبون لهم و يوالونهم قال :
ليس هم من الشيعة و لكنهم عن اولئك »
يعنى مسعدة بن صدقه گفت كه : شخصى از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كرد از حال شيعيانى كه داخل اعمال پادشاهان جور ميشوند و براى نفع ايشان كار مىكنند و خراج از مردم ميگيرند و معاونت مينمايند ايشان را و با ايشان محبت ميورزند حضرت فرمود : ايشان شيعيان ما نيستند بلكه از جملهء آن ظلمهاند
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
راه نمينمايد ستمكاران را كه از جملهء آنها مؤمنانيند كه با كافران دوستى ميورزند و ميل بمعاونت ايشان مىكنند .
فَتَرَى
پس مىبينى تو
الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
آنان را كه در دلهاى ايشان بيمارى نفاقست مانند عبد اللَّه بن ابىّ و اتباع او
يُسارِعُونَ فِيهِمْ
مىشتابند در موالات و دوستى كفار از نصارى و يهودان
يَقُولُونَ
حال كونى كه ميگويند از روى معذرت در دوستى كفار و اعانت خواستن از ايشان كه
نَخْشى
ميترسيم
أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ
ازين كه برسد ما را گردشى از گردشهاى روزگار يعنى حادثهاى از حوادث دنيا كه آن غالب شدن كفار است پس اگر الحال اظهار دوستى و طلب اعانت از ايشان بكنيم در آن وقت كه دولت بايشان برگردد به كار ما خواهند آمد على بن ابراهيم موافق سبب نزول آيهء سابقه درين مقام گفته كه اين اشاره است بقول عبد اللَّه بن ابىّ كه به حضرت گفته بود كه :
اگر موافق خواهش بنى النضير حكم نفرمايى ميترسم كه فتنه ناشى شود و من از دوستان خود كه كفارند روگردان نخواهم شد .
پس حق تعالى در ردّ كلام ايشان ميفرمايد كه
فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ
پس نزديك است