تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
در مدينه تشريف دارد ما به حكم او راضييم ، بيائيد تا او را محاكم خود گردانيم ، پس بنو النضير پيش حليف خود عبد اللَّه بن أبىّ منافق رفتند و گفتند : تو رئيس مايى پيش محمد برو بگو كه حكم بنقض اين عهد منما ، ابن ابى گفت : شما شخصى را همراه بفرستيد تا كلام من و محمد را استماع نمايد اگر حكم مطابق مطلب شما بكند راضى شويد و الا قبول قول او مىكند ، پس به خدمت حضرت آمد و حقيقت عهدى كه اين دو قبيله با هم بسته بودند بعرض حضرت رسانيد و گفت : الحال كه شما بمدينه آمده‌ايد بنى قريظه ارادهء نقض آن عهد دارند و بفرمودهء شما راضى شده‌اند و چون بنى النضير جمعى كثير صاحب شوكت و قوتند اگر شما موافق بنى قريظه حكم بنقض آن عهد بكنيد محتمل است كه ازين فتنه و فسادى ناشى شود كه رفع آن متعسر باشد جناب رسالت مآب صلى اللَّه عليه و آله ازين سخن مغموم و مهموم شده جوابى به او نداد تا آنكه جبرئيل آيهء «
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ
» را نازل گردانيد .
وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ
و هر كه خواهد خداى تعالى آزمايش او را يعنى عذاب و عقوبت او را بواسطهء تبديل حكم الهى و راضى نبودن بفرمودهء تو
فَلَنْ تَمْلِكَ
پس مالك نتوانى شد و قدرت ندارى تو اى محمد
اللَّهُ
براى او
مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
از خداى و عذاب الهى از ايشان نمايى .
أُولئِكَ
آن گروه
الَّذِينَ
آن جماعتند كه
لَمْ يُرِدِ اللَّهُ
اراده نكرده خداى تعالى
أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ
اين را كه پاك سازد دلهاى ايشان را از كفر به اين قسم كه حكم كند كه در دلهاى ايشان كفر جا نگرفته زيرا كه با وجود كفر ايشان اين اراده و حكم از اللَّه تعالى صورت نمىبندد يا آنكه نخواسته خداى تعالى اينكه پاك گرداند قلوب ايشان را از علامات كفر كه آن طبع و ختم است به جهت فرط عناد و انكار ايشان ، و ميتواند كه مراد از عدم ارادهء الهى تطهير قلوب ايشان را خذلان و سلب توفيق از ايشان باشد
لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ
مر ايشانراست در دنيا رسوايى كه آن جزيه و جلاء بنى النضير