سماعون كلامك ليكذبوا عليك
سَمَّاعُونَ
شنوندگانند
لِقَوْمٍ آخَرِينَ
براى گروهى ديگر كه
لَمْ يَأْتُوكَ
نيامدهاند بمجلس تو به جهت تكبر و عناد و زيادتى بغض و فساد ، مراد يهودان مدينهاند كه جاسوسى ميكردند و اخبار دروغ به يهودان ديگر ميفرستادند كه محمد چنين و چنين ميگويد
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ
اى و هم يحرفون الكلم ، يعنى ايشان تغيير ميدهند سخنان توراة را
مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ
بعد از آنكه وضع كرده بود خدا آن را در مواضع آن يعنى تغيير و تبديل مينمايند احكام الهى را و حمل آن را به غير مراد ميكنند
يَقُولُونَ
ميگويند اين يهودان :
إِنْ أُوتِيتُمْ هذا
اگر داده شويد اين حكم محرف را ، يعنى اگر محمد حكم به آنچه شما قرار دادهايد بكند
فَخُذُوهُ
پس فرا گيريد آن را و عمل به آن نمائيد
وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ
و اگر داده نشويد به اين حكم
فَاحْذَرُوا
پس حذر كنيد از قبول آن على بن ابراهيم سبب نزول آيهء «
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ
» را تا اينجا چنين روايت كرده كه بنى النضير و بنى قريظه كه هر دو از نسل هارون بودند و بنى النضير از كثرت عشاير و اموال زيادتى داشتند بر بنى قريظه و حليف عبد اللَّه بن ابى بودند پيش از قدوم حضرت بمدينه با هم نزاع داشتند در اينكه بنى النضير راضى نبودند كه اگر بنى قريظه يكى از آنها را بكشد به همين قصاص اكتفا نمايند و چون بنى قريظه ضعيف بودند با بنى النضير عهد و پيمان نمودند كه اگر از بنى النضير كسى از بنى قريظه را بكشد او را وارونه بر شتر سوار كنند و روى او را به گل آلوده نمايند و نصف ديت از او بگيرند و اگر مقدمه بر عكس اين رو دهد تمام ديه را بگيرند و قاتل را نيز بقتل آرند ، و بعد از قدوم حضرت بمدينه كسى از بنى قريظه شخصى از بنى النضير را بقتل آورد بنو النضير موافق عهد ديت و قاتل را از بنى قريظه طلب داشتند بنى قريظه گفتند كه : اين عهد موافق حكم خدا كه در توراة مذكور است نيست و اين عهديست كه شما به زور به گردن ما گذاشتهايد بالفعل يا ديت ميدهيم يا قاتل را بشما ميسپاريم ، و اگر حرفى داريد اينك محمد صلى اللَّه عليه و آله