كه « و السارق و السارقة حكمها ما يتلى عليكم اى فاقطعوا أيديهما » يعنى دست راست ايشان را وقتى كه دزدى ايشان كمتر از ربع دينار نباشد و در كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه اگر كسى كمتر از ربع دينار برده باشد اسم سارق بر او واقع مىشود و پيش خدا او سارقست أما قطع يد نميكنند مگر در ربع دينار و زياده بر آن .
و مراد از قطع يد نزد أصحاب ما چنانچه أحاديث ائمهء هدى عليهم السلام ناطق بر آنست بريدن چهار انگشت است غير از ابهام از دست راست بر وجهى كه كف دست بماند كه اعتماد كند بر آن در نماز و غسل وجه خود تواند داد پس اگر بعد از قطع يد بر وجه مذكور بار ديگر دزدى كند پاى چپ او را بايد بريد بحيثيتى كه پاشنهء پاى او بماند پس اگر بار ديگر دزدى كند حبس مخلد كنند تا بميرد پس اگر در حبس نيز دزدى كند قتل واجب شود و وجوب حدّ مذكور موقوفست بر ثبوت سرقت مذكوره بگواهى دو عدل يا باقرار دو نوبت و أما باقرار يك نوبت رد مال ثابت شود نه حد ، و همچنين است سوگند خوردن مدعى با يك گواه .
جَزاءً
مفعول له « فاقطعوا » است يعنى پس قطع كنيد دستهاى ايشان را از جهت جزا دادن ايشان
بِما كَسَبا نَكالًا
باء « بما كسبا » باء سببيت است و كلمهء « ما » مصدريه است و مدخول خود را بمصدريت فروز مىآرد ، اى بسبب كسبهم نكالا و عقوبة ، يعنى بسبب تحصيل كردن ايشان عقوبتى و عذابى را
مِنَ اللَّهِ
از جانب خداى تعالى
وَ اللَّهُ عَزِيزٌ
و خداى تعالى غالب است بر گناهكاران
حَكِيمٌ
داناست بر وجه حكمت جزاء اعمال ايشان .
فَمَنْ تابَ
پس هر كه توبه كند از دزدى
مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ
از پس ستمكارى و دزدى خود
وَ أَصْلَحَ
و بكند كارهاى نيكو و ردّ مال مسروق به صاحبان مال كند
فَإِنَّ اللَّهَ
پس بدرستى كه خداى تعالى
يَتُوبُ عَلَيْهِ
قبول كند توبهء او را
إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
بدرستى كه خداى تعالى آمرزندهء مهربانست و عذاب نكند تائبان . را آيت