سبطى از دوازده سبط بنى اسرائيل نقيبى فرا گرفت كه تا با قوم خود بدانچه مأمور شدهاند عمل نمايند و بدين مضمون عهد و پيمان از ايشان گرفت كه تخلف از آن نور زند و چون موسى با بنى اسرائيل بأرض شام داخل شدند كليم اللَّه حكم بنقباء كرد كه بملك عمالقه رفته تجسس أوضاع ايشان نمايند و نقبا حسب الحكم بملك ايشان در آمده جمعى ديدند در غايت قوت و جسامت كه يكى از ايشان عوج بن عناق بود و بعد از مشاهدهء اين حال بملازمت كليم اللَّه آمده خبر ايشان را بجناب نبوت رسانيدند آن حضرت حكم بكتمان آن نمود تا آنكه فتورى در اختيار بنى اسرائيل راه نيابد از جملهء نقبا كسى كه موافق فرمودهء حضرت موسى كتمان آن خبر نمود كالب بن يوفنا و يوشع بن نون بود كه اول از سبط يهودا و ثانى از سبط افراهيم بن يوسف است و هر دو پسر عم موسى عليه السّلاماند و باقى نقبا افشاى آن سرّ كردند و ازين جهت بنى اسرائيل از دخول اريحا و حرب با عمالقه ترسيده ارادهء بر كشتن كردند كليم اللَّه فرمود :
وَ لا تَرْتَدُّوا
و باز مگرديد
عَلى أَدْبارِكُمْ
بر عقبهاى خود يعنى باز مگرديد به آن راهى كه آمدهايد كه اگر چنين كنيد
فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ
پس باز گرديد در حالتى كه زيان - كاران باشيد هم در دنيا و هم در آخرت .
قالُوا
گفتند ايشان كه :
يا مُوسى إِنَّ فِيها
اى موسى بدرستى كه در آن ارض مقدسه
قَوْماً جَبَّارِينَ
گروهىاند با شوكت و قوت كه مقاومت با آنها متعذر است
وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها
و بدرستى كه ما هرگز در نمىآييم در آن زمين
حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْها
تا وقتى كه بيرون آيند آن جباران از آن زمين
فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْها
پس اگر بيرون روند از آن زمين
فَإِنَّا داخِلُونَ
پس بدرستى كه ما در آيندگانيم در آن زيرا كه ما را طاقت جهاد با ايشان نيست .
قالَ رَجُلانِ
گفتند با ايشان دو مرد :
مِنَ الَّذِينَ
از جملهء دوازده نقباء كه
يَخافُونَ
اى يخافون اللَّه ، يعنى ميترسيدند خداى را و آنها يوشع و كالب بودند كه
أَنْعَمَ