تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا
اى اهل كتاب بتحقيق كه آمد بشما فرستادهء ما كه محمد است
يُبَيِّنُ لَكُمْ
حالكونى كه واضح ميگرداند براى شما علامات دين را ، حذف « دين » كرده بواسطهء ظهور آن
عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ
متعلق است به « جاءكم » يعنى آمد رسول ما بشما برحين فترة و انقطاع رسول و وحى و اندراس دين و كتب كه آن ما بين زمان عيسى و زمان پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله است ، چنانچه مفسرين تصريح كرده‌اند ، اما آنچه از احاديث ائمهء طاهرين سلام اللَّه عليهم أجمعين به حد تواتر معنوى رسيده اينست كه هيچ ساعتى و هيچ آنى نميگذرد كه عالم خالى باشد از عالم كه آن حجت خداست أعم از آنكه آن حجت نبى باشد يا وصى نبى و امام مفترض الطاعة چنانچه حضرت صادق عليه السّلام فرموده كه : « ان الارض لا تخلو ساعة من الحجة » و همچنين فرموده : « لا تكون الارض الا و فيها عالم » و كتاب مستطاب كمال الدين و تمام النعمه متصدى بيان آنست و در آن كتاب مقاتل بن سليمان از حضرت صادق عليه السّلام و آن حضرت از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله حديث طويلى روايت نموده و در آخر آن مذكور است كه : عيسى در حين عروج بملا أعلى وصى خود گردانيد شمعون بن حمون الصفا را و شمعون يحيى بن زكريا را و يحيى منذر را و منذر سليمه را و سليمه برده را ، پس حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله امير المؤمنين را مخاطب ساخته فرمودند كه : برده أعلام نبوت و آثار شريعت را به من داد و من به تو مىسپارم اى على و تو بايد كه بسپارى آن را بوصى خود و وصى تو بوصى خود واحدا بعد واحد تا آنكه منتهى شود سلسلهء وصايت بسوى بهترين أهل أرض بعد از تو كه آن قائم آل محمد است صلوات اللَّه عليه و آله ، و بنا برين أحاديث مراد از «
عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ
» آنست كه در آن وقت رسول نبود و ميتواند كه رسول نباشد أما أوصياء باشند ، و اگر مراد از رسل حجج باشد كه أعم از نبى و وصى است ميتواند كه مراد اين باشد كه در آن وقت نبى و وصى ظاهر مشهور نبود كه تا حقايق دين و رموز شريعت را از او