را كه آن شرايع اسلام است
وَ يُخْرِجُهُمْ
و بيرون مىآورد اين تابعين رضوان را
مِنَ الظُّلُماتِ
از تاريكىهاى كفر
إِلَى النُّورِ
بسوى روشنايى ايمان
بِإِذْنِهِ
بلطف و توفيق خود
وَ يَهْدِيهِمْ
و راه مينمايد ايشان را
إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
بسوى راه راست كه آن اسلام است يا بهشت .
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ
قسم بخداى عالميان كه هر آينه بتحقيق كافر شدند آنان كه گفتند :
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ
اوست مسيح پسر مريم و اين قول يعقوبيه از قوم نصارى است و بيان فساد اين قول مىكند كه :
قُلْ
بگو اى محمد :
فَمَنْ يَمْلِكُ
پس كيست كه مالك باشد و تواند كه منع كند
مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
از قدرت تامهء كاملهء خداى تعالى چيزى را
إِنْ أَرادَ
اگر بخواهد خداى بقدرت كاملهء خود
أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ
اينكه هلاك كند عيسى پسر مريم را
وَ أُمَّهُ
و مادر او را
وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
و آنها را كه به روى زميناند ؟ مراد آنست كه مسيح نيز مانند ساير ممكنات در معرض فناست و شخصى كه در معرض فنا و زوال باشد خدايى را شايسته نيست
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و مرا خداى راست سلطنت آسمانها و زمين
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه در ميان آن دو نوع سماوات و أرض است
يَخْلُقُ ما يَشاءُ
مىآفريند هر چه را كه خواهد و بهر قسم كه خواهد ، بعضى را با پدر و مادر و بعضى را بدون مادر و پدر و برخى را بىپدر
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
خداى تعالى بر همهء چيزها توانست .
وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى
و گفتند يهودان و ترسايان :
نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ
ما پسران خدائيم در قرب و منزلت ، و با تابعان و مقربان هر دو پسر خدائيم كه عزير و مسيحاند
وَ أَحِبَّاؤُهُ
و دوستان خدائيم حق تعالى در رد قول ايشان ميفرمايد كه
قُلْ
بگو اى محمد در جواب ايشان كه : اگر شما درين دعوى صادق باشيد
فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ
پس چرا عذاب مىكند خداى تعالى شما را هم در دنيا بقتل و اسر و مسخ و هم در آخرت به آتش دوزخ
بِذُنُوبِكُمْ
بسبب گناهان صادر از شما ؟ زيرا كه مقربان و محبان معذب نگردند