الْكَعْبَيْنِ
و مسح كنيد پاهاى خود را تا به آن دو بلندى كه در پشتهاى پا بيرون آمده مخفى نماند كه كعب در لغت استخوان بلندى است كه در پشت پاست و بعضى از أهل لغت گفتهاند كه : كعب استخوانهاى بلند است كه در دو جانب مفصل ساق است و جوهرى در صحاح اللغة از اصمعى نقل انكار معنى اول كرده بنا برين جمهور مفسرين درين مقام معنى ثانى را اختيار كردهاند ، و بعضى فقهاء اماميه رضى اللَّه عنهم اختيار معنى اول كردهاند چنانچه شيخ امين الدين طبرسى رحمه اللَّه در مجمع البيان تصريح كرده ، و علامهء حلى و شيخ مقداد اختيار معنى ثانى كردهاند ، ليكن بر اختيار معنى ثانى وارد مىشود كه بنا برين « الى الكعاب » بايست گفته شود زيرا كه در هر پاى دو كعب است بمعنى ثانى مگر آنكه گفته شود كه : مراد از « ارجلكم » هر يك از رجلين است نه مجموع رجلين و شك نيست كه هر يك از رجلين را كعبين است نه كعاب ، پس از تضاعيف كلام معلوم شد كه كعب بمعنى اول در لغت آمده و ارتكاب توجيهى درين صورت در كار نيست بايد كه أولى حمل كعب بمعنى اول باشد
و فى التهذيب عن غالب بن الهذيل قال : « سألت ابا جعفر عليه السّلام عن قول اللَّه عز و جل :
و ارجلكم على الخفض هى أم على النصب ؟ فقال : بل على الخفض ؛ و قال : فاذا مسح بشىء من رأسه او بشىء من قدميه ما بين الكعبين الى اطراف الاصابع فقد أجزأ »
يعنى غالب ابن هذيل گفت : از حضرت پرسيدم كه « و أرجلكم » مجرور است يا منصوب ؟ پس حضرت فرمود كه : بلكه مجرور است تا معطوف باشد به « رؤوسكم » كه تا كلمهء باء تبعيضى بر سر او نيز در آيد لهذا حضرت گفت : پس اگر مسح كند به چيزى از سر خود يا به چيزى از پاهاى خود كه حد آن ما بين كعبين است تا اطراف انگشتان پس بتحقيق كافيست او را صاحب كشاف در توجيه قرائت جر گفته : « أرجلكم » بجر عطف است برؤوسكم ليكن مراد از مسح أرجل غسل أرجل است بطريق مجاز بقرينهء تحديد زيرا كه تحديد مسح در شرع واقع نشده ، و تعبير از غسل بمسح تنبيه بر منع اسرافست در غسل أرجل