داشته باشد و آن شش آخر از محرمات مذكوره است ، يعنى گوشت اين حيوانات حرامست بر شما مگر آنكه ذبح كرده باشيد آنها را بطريق معهود در شرع ، و اين مروى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است ، و بعضى گفتهاند كه «
إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ
» استثناء متصل است از «
ما أَكَلَ السَّبُعُ
» يعنى مگر آنكه حيوانى را كه بعضى از آن را سبع خورده باشد و حيات داشته باشد و ذبح كرده باشيد آن را موافق شرع كه آن درين صورت حلال است .
وَ ما ذُبِحَ
و حرامست بر شما حيوانى كه كشته شده باشد و پهن كرده باشد گوشت آنها
عَلَى النُّصُبِ
بر بالاى بتها چنانچه عادت مشركان مكه بوده كه حيوانات را ميكشتهاند و گوشت آنها را بر بالاى بتها پهن ميكردهاند جهت تبرك ، و ميتواند كه كلمهء « على » بمعنى لام باشد ، يعنى حرامست بر شما حيوانى كه ذبح شده باشد براى آتشخانهها و براى بتان و تقرب بايشان .
وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا
و حرامست آنكه طلب كنيد و قسمت كنيد گوشت شتر را
بِالْأَزْلامِ
بتيرهاى قمار و ازلام عبارتست از تيرهاى بىپر و پيكان كه اهل جاهليت قمار به آنها ميكردهاند ، و آن ده تير بوده كه هفت تير از آن صاحب نصاب بوده چنانچه بر هر يك از آنها نصيبى مينوشتهاند مثل يك سهم و دو سهم و سه سهم تا هفت سهم و سه تير از آنها بىنصيب بود و چيزى بر آن نمينوشتهاند و كيفيت قمار به اين تيرها ، چنانچه على بن ابراهيم آورده چنان بوده كه شترى ميكشتهاند و آن را قسمت ميكردهاند بده قسم و خريطهء آن تيرها را حركت ميدادند تا خوب به يكديگر مخلوط شوند و بعد از آن بنام هر كس تيرى بيرون ميآوردهاند پس هر كس كه تير نصيبدار بنام او بيرون ميآمد نصيبى كه از آن شتر در آن تير مكتوب بوده به او ميدادهاند و هر كس كه تير خالى از نصيب بنام او بيرون ميآمده قيمت آن شتر را از او ميگرفتهاند و چيزى از اقسام به او نميدادهاند و زمخشرى گفته كه : صاحب انصاب نصيب خود را به فقرا داده و خود چيزى از آن را متصرف نميشدند و به اين معنى افتخار ميكردند پس بعد از