باشيد
وَ قُلْنا لَهُمُ
و گفتيم مر ايشان را به زبان موسى يا به زبان داود :
لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ
از حد در مگذريد در حكم روز شنبه يعنى مرتكب نشويد چيزى را كه درين روز بر شما حرام گردانيدهايم
وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ
و فرا گرفتيم از ايشان در باب هر يك ازين أحكام
مِيثاقاً غَلِيظاً
پيمانى استوار كه ايشان گفتند : «
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
» .
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ
با در « فبما نقضهم » براى سببيت است و كلمهء « ما » زايد چنانچه على بن ابراهيم رضى اللَّه عنه در تفسير خود اشارت بر اينمعنى كرده گفته است كه : «
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ
يعنى فبنقضهم ميثاقهم » و عامل در « فبما نقضهم » محذوفست اى « فلعناهم بنقضهم ميثاقهم » يعنى پس لعنت كرديم ايشان را بسبب شكستن ايشان عهد خود را كه در قبول اين احكام بسته بودند
وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ
و بسبب نگرويدن ايشان بحجتهاى الهى كه دالند بر صدق انبيا .
وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ
و بسبب كشتن ايشان پيغمبران را
بِغَيْرِ حَقٍّ
بناحق يعنى بسبب كشتن أسلاف و اجداد ايشان انبيا را و راضى بودن ايشان مرين فعل حرام شنيع قبيح را ، و چون ايشان راضى بقتل انبياء بودند حق سبحانه و تعالى بحسب ظاهر الزام قتل بر ايشان نموده فرموده : «
وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ
» چنانچه اين معنى صريح حديث اهل بيت عصمت است سلام اللَّه عليهم اجمعين ، و پيش ازين نيز در حيطهء بيان در آمده .
وَ قَوْلِهِمْ
و بسبب قول ايشان كه گفتند :
قُلُوبُنا غُلْفٌ
دلهاى ما در غلافست و پردهء غفلت آن را از فهم احكامى كه حضرت رسالت پناه محمدى صلوات اللَّه عليه و آله ميفرمايد حاجز و مانع گرديده ليكن نه چنانست كه ايشان ميگويند
بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها
بلكه مهر خذلان نهاده است خداى تعالى بر دلهاى ايشان و سلب توفيق از ايشان نموده
بِكُفْرِهِمْ
به جهت كفر و عناد جبلى ايشان
فَلا يُؤْمِنُونَ
پس تصديق نميكنند
إِلَّا قَلِيلًا
مگر تصديقى اندك يعنى بهمهء احكام تصديق نميكنند بلكه بعضى را قبول ميكنند و بعضى ديگر را انكار مينمايند ، يا معنى آنست كه پس ايمان نميارند