اند پس اراده نمودن از « صالحين » مخلصين ايشان را با وجود آن كه فرموده باشند كه صالحين ائمهء هدىاند منافاتى با هم ندارند .
ذلِكَ
آن چيزى كه مر مطيعانراست از اجر عظيم و ثواب بىمنتها و رفاقت انبياء و شهداء و صلحاء
الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ
محض فضل و كرامت است از جانب خداى تعالى
وَ كَفى بِاللَّهِ
و بس است خداى تعالى
عَلِيماً
دانا بمقاصد مطيعين و منافقين .
و بعد از ذكر احوال اهل ايمان امر مينمايد ايشان را بمجاهده با كافران و ميفرمايد كه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد
خُذُوا حِذْرَكُمْ
فرا گيريد سلاح جنگ خود را « حذر » اگر چه مصدر است بمعنى اجتناب كردن از أعداء و احتياط نمودن از ايشان اما اينجا مراد سلاح است زيرا كه سلاح آلت اجتناب و احتياط است از محذور
فَانْفِرُوا
پس برويد بر سر كافران
ثُباتٍ
گروه گروه هر گروهى براى دفع جماعتى از اعداء دين ثبات جمع « ثبت » است بمعنى گروه
أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً
يا بيرون رويد همه بيك بار ، چنانچه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله بنا بر مصلحت وقت گاهى سريهها بر سر جمعى از كفار تعيين ميكرد و وقتى خود با لشكر اسلام به قصد جهاد بيرون ميرفت .
وَ إِنَّ مِنْكُمْ
و بدرستى كه بعضى از شما يعنى منافقان كه اظهار ايمان ميكنند و بزىّ شما خود را وامينمايند
لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ
هر آينه كسى هست كه سوگند مىخورد كه كاهلى كند در رفتن بجهاد و تاخير نمايد غزا را
فَإِنْ أَصابَتْكُمْ
پس اگر برسد شما را اى اهل جهاد
مُصِيبَةٌ
واقعهاى مانند قتل و هزيمت
قالَ
گويد آن منافق كاهل از جهاد كه :
قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ
بتحقيق انعام فرمود خداى بر من
إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ
بواسطهء آن كه من نبودم با ايشان
شَهِيداً
حاضر شده در معركهء جهاد تا به اين مصيبت مبتلا شوم و
فى رواية على بن ابراهيم عن الصادق عليه السّلام قال : « لو قال هذه الكلمة أهل الشرق و الغرب لكانوا بها خارجين من الايمان و لكن اللَّه قد سماهم مؤمنين