مختلف است در وضع
ثُمَّ لا يَجِدُوا
پس چون ترا محاكم گردانند باز نيابند
فِي أَنْفُسِهِمْ
در نفسهاى خود
حَرَجاً
تنگى يا شكى
مِمَّا قَضَيْتَ
از آنچه حكم كردهاى تو هر چند مخالف طبع ايشان باشد
وَ يُسَلِّمُوا
و گردن نهند و قبول كنند فرمان ترا
تَسْلِيماً
گردن نهادنى و قبول كردنى به ظاهر و باطن در اصول كافى عمر بن اذينة و زراره ، يا ابن اذينة و بريد بن معاويه از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه
« قال : لقد خاطب امير المؤمنين عليه السّلام فى كتابه ، قال : قلت فى أىّ موضع قال : و لو أنهم اذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا اللَّه و استغفر لهم الرسول لوجدوا اللَّه توابا رحيما فلا و ربك لا يؤمنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم فيما تعاقدوا عليه لئن أمات اللَّه محمدا لا يردّوا هذا الامر فى بنى هاشم ثم لا يجدوا فى أنفسهم حرجا مما قضيت عليهم من القتل او العفو و يسلموا تسليما »
يعنى امام فرمود كه : هر آينه بتحقيق مخاطب ساخته حق سبحانه و تعالى امير المؤمنين عليه السّلام را در كتاب كريم خود ، راوى گفت گفتم : در كدام جا ؟ حضرت فرمود : درين آيه «
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ
» تا آخر و قرينه بر اينكه مخاطب « جاءوك » رسول نيست اينست كه اگر مخاطب رسول ميبود بجاى «
اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ
» و استغفرت لهم ميبايست ، چه پيش از آن و بعد از آن بعنوان خطابست و التفات از خطاب بغيبت و عود بخطاب متعارف نيست ، و بعد از اين حضرت فرمود كه : مراد از «
فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ
» اينست كه در آنچه عهد با هم بسته بودند بر آنكه « هر آينه اگر بميراند خداى تعالى محمد را بر نگردانند اين امارت و خلافت را در بنى هاشم » پس اگر راضى بمحاكمهء تو شوند اى على نيابند در خاطرهاى خود تنگى را از آنچه حكم كنى بر ايشان كه آن حكم بكشتن ايشانست بواسطهء آن عهد اگر توبه نكنند يا گذشتن از گناه ايشان و قبول كردنى بطوع و رغبت و در روضهء كافى پيش از حديث قوم صالح مذكور است كه أبو بكر و عمر و أبو عبيده و سالم و عبد الرحمن بن عوف و مغيرة بن شعبه در كعبه جمع