تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
است كه حق تعالى مشارق ارض و مغارب آن را بدست او بگشايد ، و آن كسى است كه از شيعهء خود و دوستان خود غايب گردد بر وجهى كه از غايت درازى غيبت ثابت نميماند در ميان شيعيان او كسى كه قائل بامامت او باشد مگر مؤمنى كه حق تعالى دل او را بايمان امتحان كرده باشد ، جابر گويد كه گفتم : يا رسول اللَّه آيا شيعيان او انتفاع مىبرند در زمان غيبت او ؟ حضرت فرمود : آرى به حق آن كس كه بر انگيخته مرا به نبوت كه شيعيان او روشن ميشوند بنور او و نفع مىبرند بولايت او در زمان غيبت او مانند انتفاعى كه مردم بنور آفتاب مىبرند اگر چه ابر آن آفتاب را پوشانيده باشد و فرمود كه : أى جابر ! اين از أسرار خداست آن را پوشيده دار و به هيچ كس اظهار مكن ، مگر كسانى را كه از اهل او باشند .
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ
پس اگر انتزاع و خلاف كنيد أى مؤمنين در ميان يكديگر
فِي شَيْءٍ
در چيزى از امور دينيه
فَرُدُّوهُ
پس باز گردانيد آن را
إِلَى اللَّهِ
بسوى خداى تعالى يعنى بسوى كتاب خدا فى نهج البلاغة « فردوا الى اللَّه أن يحكم بكتابه »
وَ الرَّسُولِ
و بسوى فرستادهء او ، ردّ بسوى رسول اين چنين است كه در زمان او سؤال از او كنند و بعد از او رجوع بسنت او نمايند و بائمهء معصومين سلام اللَّه عليهم أجمعين و جمعى گفته‌اند كه : چون حكم ائمهء هدى عليهم السلام همان حكم رسالت پناه است . صلى اللَّه عليه و آله بقرينهء سابقه ذكر اولى الامر درين جا ننمود ، اما از احاديث اهل بيت قدس طهارت سلام اللَّه عليهم ظاهر مىشود كه « و اولى الامر » درين مقام نيز در قرآن بوده آن را از نظم قرآن انداخته‌اند و تحريف نيز در عبارت قرآن كرده‌اند چنانچه على بن ابراهيم بطريق صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آيه اينچنين نازل شده كه « فان تنازعتم فى شىء فارجعوه الى اللَّه و الى الرسول و الى اولى الامر منكم » و محمد بن يعقوب كلينى رضى اللَّه عنه در روضهء كافى فرموده : « روى على بن ابراهيم عن ابيه عن ابن أبى عمير عن عمر بن اذينة عن بريد بن معاوية قال : تلا أبو جعفر عليه السّلام :