تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
و فى رواية اخرى » « الرشد حفظ المال »
فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
پس بازگردانيد بسوى آن ايتام مالهاى ايشان را
وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً
اى و لا تأكلوها مسرفين ، يعنى و مخوريد مالهاى ايشان را حالكونى كه اسراف كننده باشيد ، و زياده از اجرت شرعى خود تصرف نمائيد
وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا
أى و لا تاكلوها مبادرين مخالفة أن يكبروا ، يعنى و مخوريد مالهاى أيتام را حالكونى كه تعجيل كننده باشيد در آن از ترس آنكه ايشان بزرگ شوند و مالهاى خود را بگيرند .
وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ
و هر كس از شما كه توانگر باشد پس بايد كه اجتناب كند از أكل مال أيتام ، بعضى از فقهاء گفته‌اند كه : اينحكم باجتناب وقتى است كه غنى به اختيار خود حفظ مال يتيم كند ، و اگر حاكم شرع او را قيم مال يتيم گرداند ولىّ يتيم ميشايد كه از براى او اجرتى مقرر كند
وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ
و هر كس از شما كه درويش باشد پس بايد كه بخورد از مال أيتام به حساب اجرت محافظت آن به قدر حاجت ، و در بعضى روايات وارد شده كه مراد از معروف در اينجا قدر قوتست كه بر وصى يتيم و بر مصلح مال او مباح است .
فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ
پس هر گاه كه بازگردانيد بسوى أيتام مالهاى ايشان را
فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ
پس گواه گيريد بر ايشان بقبض اموال بطريق استحباب از براى دفع تهمت
وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً
كلمهء « با » در « كفى باللَّه » زايد است و « اللَّه » محلا مرفوعست تا فاعل « كفى » باشد و « حسيبا » حال است ، يعنى و بس است خداى تعالى حالكونى كه حساب كننده است آنچه را كه بايتام ميدهيد . چون قاعدهء جاهليت چنان بود كه كسى كه ميمرد اولاد ذكور او را ميراث مىدادند و زنان و اطفال را محروم ميگردانيدند ، پس حق تعالى در رفع اين قاعده ميفرمايد :