خود را در عسرت و كفار را در عشرت ديدند گفتند : چرا كفار را نعمت و ما را محنت نصيب باشد ؟ حق تعالى به جهت تسليهء خاطر ايشان ميفرمايد كه : بايد نفريبد شما را
تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا
رفتن و آمدن آنان كه كافر شدند
فِي الْبِلادِ
در شهرها براى تجارت و تحصيل مال ، مراد از عدم فريب آن چيزيست كه از تقلب بهم ميرسد و تقلب سبب آنست و آن وسعت حال و كثرت مال است
مَتاعٌ قَلِيلٌ
اين رفتن بشهرها و جمع كردن اموال متاعى اندكست در جنب آنچه براى مؤمنين آماده شده ، بنا برين « متاع قليل » خبر مبتداء محذوفست ، اى ذلك التقلب متاع قليل ، پس كفار هر چند در تحصيل زخارف بىمدار دنيا نازند اما عنقريب هر چه دارند دربازند
ثُمَّ
پس آن گاه بآخرت روند
مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ
جاى ايشان دوزخ است
وَ بِئْسَ الْمِهادُ
و بد آرامگاهى است دوزخ .
لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا
ليكن آنها كه ترسيدند
رَبَّهُمْ
عذاب پروردگار خود را و بعبادت او مشغول شدند
لَهُمْ جَنَّاتٌ
مر ايشانراست بوستانهايى كه
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
ميرود از زير قصرها و درختان آن جنات جويهاى آب خوشگوار
خالِدِينَ فِيها
جاويد ماندگانند در آن جنات
نُزُلًا
حال از جناتست و « نزل » چيزى را گويند كه براى مهمان آماده كنند ، يعنى هميشه باشند در جنات حالكونى كه آن جنات مهمانى و پيشكش ايشانست
مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
از جانب خداى تعالى
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ
و آنچه از نزد خداست مانند ثواب و كرامت كه « لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر »
خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ
بهتر است مر نيكوكاران را از متاع قليل كفار .
وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
و بدرستى كه از اهل كتاب
لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ
هر آينه جمعى هستند مثل سلطان حبشه نجاشى و عبد اللَّه بن سلام كه ايمان مىآورند بخداى تعالى و به آنچه بر شما فرو فرستاده شده كه آن قرآنست
وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ
و به آنچه فرو فرستاده شده بايشان كه آن توراة و انجيل است
خاشِعِينَ لِلَّهِ
در حالتى كه تواضع