مصدرى است و مدخول خود را بمصدريت فروز مىآرد و تقدير كلام چنين است كه « و لا يحسبن الذين كفروا ان الاملاء و الامهال لهم خير لانفسهم » يعنى و بايد كه گمان نكنند آن كسانى كه نگرويدند بخداى تعالى و برسول او اينكه مهلت دادن ما مر ايشان را به طول عمر و بعدم عقوبت بهتر است مر نفسهاى ايشان را ، و گفتهاند كه : وقتى كه كلمهء « ما » مصدرى باشد حق ، انفصال آنست از كلمهء « ان » ليكن چون در امام يعنى در مصحف عثمان متصل يافتهاند بنا بر تبعيت آن متصل نوشتهاند .
أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ
بدرستى كه ما مهلت داديم ايشان را
لِيَزْدادُوا إِثْماً
ليكن عاقبت كار ايشان اينست كه زياده ميكنند گناه را ، بنا برين لام « ليزدادوا » لام عاقبت است نه لام علت ، زيرا كه اگر لام علت باشد حاصل معنى بر اين ميگردد كه مهلت داديم ما ايشان را بواسطهء آنكه ايشان زياده كنند گناه را ، و اينمعنى صحيح نيست بنا بر اين لام را بر لام عاقبت حمل كرديم ، و حاصل معنى اينست كه ما ايشان را مهلت داديم تا ايشان در تلافى ما فات بكوشند و توبه كنند ليكن عاقبت كار ايشان اينست كه ايشان گناه را زياده ميگردانند
وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
و مر ايشان را عذابى خوار كننده و رسوا سازنده . محمد بن مسعود عياشى از محمد بن مسلم روايت كرده كه من از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام پرسيدم كه آيا موت براى كافر بهتر است يا حيات ؟ حضرت فرمودند كه : موت هم از براى مؤمن بهتر از حيات است و هم از براى كافر پرسيدم : بچه وجه ؟ حضرت فرمود : حق تعالى در باب مؤمنين فرموده « 1 » : «
وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ
» و ما عند اللَّه درجات بهشت است كه ابرار يعنى مؤمنين بعد از فوت آن را در خواهند يافت ، و در باب كفار فرموده :
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً
.
ما كانَ اللَّهُ
نيست خداى تعالى
لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ
اينكه واگذارد مؤمنين را كه مشتبه باشند
عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ
بر آن چيزى كه شما اى منافقان بر آنيد از نفاق بلكه
هامش
( 1 ) - در همين سوره ، آيهء 198 .