تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ
و هر آينه بتحقيق راست گردانيد و وفا نمود با شما خداى تعالى
وَعْدَهُ
وعدهء خود را كه آن ظفر و نصرت شما بود
إِذْ تَحُسُّونَهُمْ
وقتى كه ميكشتيد كفار را
بِإِذْنِهِ
بفرمان خداى تعالى « تحسون » مشتق است از أحسّه يعنى باطل شد حس او ، و چون قتل لازم دارد بطلان احساس را بنا برين مراد از « تحسون » قتل آن جماعت است و اين ظفر با شما بود
حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ
تا آن گاه كه رأى شما ضعيف شد و مركز خود را گذاشته بجمع نمودن غنيمت شتافتيد و جبن و بد دلى كرديد
وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ
و اختلاف با هم كرديد در كار حفظ رخنه ، بعضى رخنه را گذاشته و قليلى محافظت آن نموديد
وَ عَصَيْتُمْ
و عصيان ورزيديد و قول رسول خدا را در حفظ نمودن رخنه نشنيديد
مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ
از پس آنكه نماياند شما را خداى تعالى
ما تُحِبُّونَ
آنچه را كه دوست ميداشتيد كه آن ظفر يافتن شما و انهزام اعدا بود
مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا
از ميان شما كسى هست كه ميخواهد حطام فانيهء دنيوى را ، لهذا مركز خود را گذاشته مشغول باحراز غنيمت ميشوند مانند اصحاب عبد اللَّه بن جبير
وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
و از شما كسى هست كه ميخواهد رستگارى و مستلذات باقيهء اخروى را بنا برين در محل خود ثبات قدم ورزيده بدرجهء شهادت ميرسند مانند عبد اللَّه بن جبير و برادران دينى او ، طوبى لهم و حسن مآب
ثُمَّ صَرَفَكُمْ
پس بواسطهء عدم ثبات قدم و مراعات ننمودن امر رسول بر گردانيد شما را
عَنْهُمْ
از حرب كفار و قتل ايشان بعد از غالبيت شما بر ايشان ، يعنى بسبب شآمت شما حق سبحانه و تعالى نصرت را قرين حال شما نگردانيد و شما را به حال خودتان گذاشت تا آنكه از جهاد با كفار رو گردان شديد
لِيَبْتَلِيَكُمْ
تا بيازمايد شما را در مصايب تا بر همكنان مرتبه و مقدار شما در خلوص ايمان ظاهر شود
وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ
و هر آينه بتحقيق در گذرانيد از شما بطريق تفضل و احسان و نگذاشت كه همه كشته شويد
وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
و خداى تعالى خداوند احسان و بخشايش است بر اهل ايمان .