فرمان ايشان نبريد و نصرت و يارى از ايشان نخواهيد .
بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ
بلكه خداى تعالى ناصر شما است ، بعضى بنصب « اللَّه » خواندهاند به اين تقدير كه « بل أطيعوا اللَّه مولاكم » يعنى بلكه اطاعت كنيد خداى تعالى را كه ناصر شماست
وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ
و خداى تعالى بهترين يارى كنندگانست .
و بعد ازين بيان مىكند كه از جملهء نصرت ، انداختن رعب و خوفست در دلهاى كفار و ميفرمايد كه :
سَنُلْقِي
زود باشد كه بيفكنيم
فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا
در دلهاى آنان كه كافر شدند
الرُّعْبَ
ترس را
بِما أَشْرَكُوا
بسبب شريك گردانيدن ايشان
بِاللَّهِ
بخداى تعالى
ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ
چيزى را كه فرو نفرستاده به او
سُلْطاناً
حجتى و دليلى و ايشان بدون دليلى و برهانى مشرك شدهاند
وَ مَأْواهُمُ النَّارُ
و جاى ايشان آتش دوزخ است
وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ
و بد جايى است جاى ستمكاران كه آن دوزخ است .
ظاهر اين بود كه « و بئس مثواهم » گفته شود ، پس وضع ظاهر بجاى ضمير تنبيه بر اينست كه علت بدى مكان ايشان ظلم ايشانست .
مرويست كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله يوم الأحد عبد اللَّه بن جبير را با پنجاه تير انداز در رخنهء كوه احد نگاهداشت كه تا مشركان از آن رخنه بر مسلمانان نتوانند تاخت ، و درين باب مبالغهء بسيار نمود و فرمود كه : به هيچ حال آن رخنه را خالى نسازند ، و بعد از اشتعال آتش قتال و انهزام اهل ضلال بسيف ولىّ ذى الجلال عليه سلام اللَّه المتعال و بسيف خلص اصحاب ، مسلمانان بغنيمت مشغول گشتند ، جمعى از تير اندازان عبد اللَّه بن جبير فرمان او نبرده رخنه را گذاشتند و بغنيمت آوردن شتافتند ، و عبد اللَّه بن جبير با دوازده كس بر سر رخنه ايستاده ثبات قدم ورزيدند ، خالد بن وليد درين وقت با جمعى از ابطال رجال بر سر رخنه تاخته عبد اللَّه بن جبير را با همراهان او شهيد كرده بر مسلمانان زور آوردند و مقدمهء فتح منعكس گرديد بنا برين حق تعالى ميفرمايد كه :