و زنان ما و زنان شما را
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ
و نزديكان ما و نزديكان شما را كه از غايت قرب مانند نفس ما باشند ، و باجماع مفسران چنانچه گذشت مراد از « ابناءنا » امام حسن و امام حسين است و از « نساءنا » حضرت زهراء عليه السّلام و از « انفسنا » امير المؤمنين عليه السّلام
ثُمَّ نَبْتَهِلْ
پس طلب نماييم لعنت را ، اگر من راست گويم لعنت عايد بر شما گردد و اگر شما راست ميگوييد لعنت عائد بر من گردد
فَنَجْعَلْ
پس بگردانيم
لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
لعنت خداى را بر دورغگويان ، فنجعل تا آخر بيان « ثم نبتهل » است و چنانچه شنيدى نصارى راضى بمباهله نشده طالب صلح شدند قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته « و هو دليل على نبوته و فضل من اتى بهم من اهل بيته » .
معلوم باشد كه اين آيهء مباهله دلالت بر افضليت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بر انبياء ما تقدم دارد ، زيرا كه مراد از « انفسنا » كه باتفاق حضرت امير است مساوات با رسالت پناه است در غير نبوت ، و حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله افضل از انبياء است ، پس كسى كه مساوى آن جناب باشد نيز افضل خواهد بود ، و نيشابورى در تفسير خود گفته كه « لا يزال يمكن للرافضة أن يستدلوا بافضلية علىّ رضى اللَّه عنه على الانبياء بل اولى العزم ، لان النبى صلى اللَّه عليه و آله افضل و اكمل من الانبياء ، و قد سماه اللَّه تعالى نفس النبى و لا معنى لهذه التسمية الا المشابهة و المماثلة التامة ، فاذن يكون هو افضل و اكمل لساير الانبياء » و احاديث درين باب نيز به حد تواتر معنوى رسيده .
إِنَّ هذا
بدرستى كه آنچه مذكور شد
لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ
هر آينه اينست خبرهاى راست ، پس در رد قول نصارى ميفرمايد كه :
وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ
نيست هيچ معبودى سزاى عبادت مگر خداى تعالى
وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
و بدرستى كه خداى تعالى هر آينه اوست غالب و محكم كار
فَإِنْ تَوَلَّوْا
پس اگر اعراض كنند نصارى از تصديق بر وحدانيت خداى تعالى
فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ
پس بدرستى كه خداى تعالى داناست بفساد كنندگان در دين و جزاى ايشان خواهد داد ، و ظاهر آن بود كه