پس با وجود كثرت غرابت در آدم هر گاه تصديق آن نمايند چرا تصديق حال عيسى نميكنند !
الْحَقُّ
اى هو الحق يعنى اين خبر مذكور در وصف عيسى درست و راست است
مِنْ رَبِّكَ
از نزد پروردگار تست ، بنا برين « الحق » خبر مبتداء محذوف است ، و ميتواند كه « الحق » مبتدا باشد و « من ربك » خبر ، يعنى حق مذكور از پروردگار تست
فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ
پس مباش اى سامع از شكّ آورندگان پيغمبرى عيسى .
و چون نصارى نجران از روى عناد با وجود دلائل قويه ايمان به نبوت عيسى نمياوردند و قائل بالوهيت او بودند حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله بنا بر وحى الهى ايشان را طلب داشته فرمود كه : هر چند من در حجت ميافزايم شما در عناد و لجاج ميافزائيد اكنون بياييد تا با شما مباهله كنم تا صادق از كاذب ممتاز گردد پس روز ديگر كه براى مباهله معين شده بود حضرت با امير المؤمنين و حسنين و فاطمهء زهراء عليهم السلام به جهت مباهله بيرون خراميدند و فرمودند كه : هر گاه من دعا كنم شما آمين بگوئيد ، و گروه نجران دانستند كه اگر حضرت به اين نوع دعا كند مستاصل خواهند شد به صلح راضى شده قبول جزيه كردند . از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله مرويست كه فرمودند : به آن خدايى كه نفس من بقبضهء قدرت اوست اگر ايشان با من مباهله ميكردند همه به صورت قرده و خنازير مسخ ميشدند و آتشى در شهر و وادى ايشان شعله ور ميگرديد كه همه مستاصل ميگشتند حتى مرغانى كه در درختان جاى داشتند ، لهذا حق تعالى ميفرمايد كه :
فَمَنْ حَاجَّكَ
پس هر كه از نصارى با تو اى محمد خصومت كند
فِيهِ
در باب عيسى
مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ
از پس آنكه آمد به تو
مِنَ الْعِلْمِ
از دانستن اينكه عيسى بنده و رسول خداست
فَقُلْ
پس بگو اين خصمان را :
تَعالَوْا
بياييد از براى مباهله
نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ
تا بخوانيم پسران ما و پسران شما را
وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ