پدر
إِذا قَضى أَمْراً
چون خداى تعالى حكم كند و اراده نمايد ايجاد چيزى را
فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ
پس جزين نيست كه گويد مر او را
كُنْ
بباش و از صحراء عدم پا بمعمورهء وجود بگذار
فَيَكُونُ
پس موجود شود بدون تواخى .
وَ يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ
و بياموزد خداى تعالى به او كتابهاى منزله غير توراة و انجيل را ، چه اين دو كتاب بعد ازين مذكور مىشود ، و لهذا بعضى كتاب را بمعنى كتابت گرفتهاند چنانچه در مجمع البيان در تفسير اين آيه فرموده « أعطى اللَّه عيسى تسعة اجزاء من الخطّ و سائر الناس جزءا » و «
يُعَلِّمُهُ الْكِتابَ
» يا كلام مستانف است و يا معطوفست بر « وجيها »
وَ الْحِكْمَةَ
و بياموزد به او علم شريعت را از حلال و حرام
وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ
و بياموزد توراة و انجيل را ، تخصيص اين دو كتاب بذكر جهت فضيلت اينهاست .
وَ رَسُولًا
و گردانيد خداى تعالى او را رسول ، بنا بر اين « رسولا » منصوب خواهد بود بفعل مقدر به اين تقدير كه « و يجعله رسولا » و ميتواند تقدير كلام چنين باشد كه « و يقول ارسلت رسولا » يعنى و گويد عيسى كه : من فرستاده شدهام فرستاده شدنى
إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ
بسوى فرزندان يعقوب ، تخصيص ايشان بذكر يا بحسب واقع است و يا ردّ است بر بنى اسرائيل كه ميگفتند كه : او مبعوث بر ما نيست
أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ
اى بانى قد جئتكم ، يعنى رسولم من به اينكه بتحقيق آمدم بشما
بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
به نشانه و حجتى از پروردگار شما
أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ
بدل است از «
أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
» به اين معنى كه آن آيت كه آمدهام از جانب اللَّه ، يكى آنكه بدرستى كه تصوير ميكنم براى شما
مِنَ الطِّينِ
از گل
كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ
مانند شكل مرغى
فَأَنْفُخُ فِيهِ
پس ميدمم نفس خود را در آنچه شبيه مرغ است
فَيَكُونُ طَيْراً
پس ميگردد آن شبيه ، مرغى زنده
بِإِذْنِ اللَّهِ
بقدرت و فرمان خداى تعالى . از احاديث اهل بيت عليهم السلام استفاده مىشود كه مراد ازين طير خفاش است چنانچه در كتاب خصال از حضرت امام حسن