زيرا كه مقرر است كه فرزند را بمادر وقتى نسبت ميدهند كه پدر مفقود باشد ، و لقب آن مسيح است و اصل مسيح بلغت عبرانى مشيحاست ، و معنى آن « مبارك » است ، و تقديم لقب بر اسم بواسطهء تعظيم است چنانچه ميگويند : « يا مصطفى محمد و يا مرتضى على » و چون مراد از كلمه حضرت مسيح عليه السّلام است بنا بر اين ضمير راجع به كلمه را در « اسمه المسيح » مذكر آورده
وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
در حالتى كه آن كلمه صاحب جاه و منزلت است در دنيا و آخرت ، و چون كلمه تخصيص يافته بلفظ « منه » پس در حكم معرفه است بنا بر اين « وجيها » حال « كلمه » واقع شده ، با آنكه صاحبحال بايد كه معرفه باشد
وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ
و از جملهء نزديك گردانيده شدگانست بكرامت كريم على الاطلاق ، و گفتهاند كه : من المقربين يا اشارتست بعلوّ درجهء او در بهشت و يا اشارتست ببردن او بسوى آسمان و صحبت او با ملائكه .
وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ
و سخن گويد با مردمان بطريق اعجاز
فِي الْمَهْدِ
در گهواره
وَ كَهْلًا
و در وقت كهولت و پيرى ، يعنى سخن كردن او هنگام صغر و كبر مساويست ، و گويند چون عيسى در سن سى و سه سالگى كه وقت جوانى است به آسمان بردند پس بايد كه مراد از كلام در سن كهولت بعد از نزول او باشد در زمان دولت آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله و خروج صاحب الامر عليه السّلام
وَ مِنَ الصَّالِحِينَ
در حالتى كه او از جملهء نيكوكاران و انبياست .
و بطريق استفهام كه آيا چنين فرزند بدون مساس زوجى خواهد بود يا با مساس
قالَ
گفت مريم :
رَبِّ
اى پروردگار من
أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ
چگونه باشد مرا فرزندى
وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
و حال آنكه مس نكرده مرا هيچ مردى ؟
قالَ
گفت جبرئيل عليه السّلام بفرمان ملك جليل جل اسمه :
كَذلِكِ
به همين حال كه هستى بدون ملاقات بشر
اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ
خداى آفريند آنچه را كه خواهد مانند فرزند بى