پرش به محتوای اصلی

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 321

پدیدآورندگان:

ص۳۲۱
مِنَ الصَّالِحِينَ
و پيغمبرى باشد از پيغمبران نيكوكار . و چون زكريا بشارت فرزند يافت بر سبيل استخبار كه آيا اين اعطاء فرزند با وجود پيرى خواهد بود يا با عادت حالت جوانى
قالَ
گفت :
رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ
اى پروردگار من ! از كجا باشد مرا پسرى ؟
وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ
و بتحقيق رسيده است مرا پيرى
وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ
و زن من به جهت ياس از حيض ولد نميآورد .
قالَ
گفت خداى تعالى :
كَذلِكَ
به همين حال كه هستيد شما از پيرى و يأس از حيض حق تعالى فرزند بشما عطا مىكند
اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ
خداى تعالى مىكند آنچه را كه ميخواهد از امور عجيبه و خلاف عادت .
قالَ
گفت زكريا بار ديگر :
رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً
اى پروردگار من ، بگردان و ظاهر ساز براى من نشانه‌اى كه از حمل زوجهء من مرا خبردار سازد ، تا در مواد شكر گزارى بيفزايم . و فى تفسير على بن ابراهيم : « ان زكريا ظنّ ان الذين بشروه الشياطين فقال :
اجْعَلْ لِي آيَةً
» يعنى چون زكريا گمان كرد كه شياطين او را بشارت به فرزند داده‌اند لهذا طلب آيتى و علامتى كرد ، ظاهرا اين روايت بعد از ثبوت و صحت آن بنا بر تقيه باشد ، زيرا كه اهل سنت را اعتقاد اينست كه وساوس شياطين را تأثير در انبياست .
قالَ
گفت خداى تعالى :
آيَتُكَ
علامت تو برين
أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ
اينست كه قادر نباشى بسخن گفتن
ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً
سه روز مگر بطريق ايماء و اشارت . فى تفسير العياشى عن الصادق عليه السّلام . « فكان يؤمى برأسه و هو الرمز » و چون مراد از كلام خبرى است كه دلالت بما فى الضمير كند بنا بر اين « الا رمزا » استثناء متصل خواهد بود ، به اين معنى كه تكلم مكن در سه روز به هيچ وجه مگر بطريق رمز و ايماء ، و بعضى اين استثنا را استثناء منفصل گرفته‌اند بواسطهء آنكه رمز داخل در كلام نيست به اين معنى كه تكلم مكن درين سه روز ليكن مطلب خود را برمز ظاهر كن
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحه 321 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي