مِنَ الصَّالِحِينَ
و پيغمبرى باشد از پيغمبران نيكوكار .
و چون زكريا بشارت فرزند يافت بر سبيل استخبار كه آيا اين اعطاء فرزند با وجود پيرى خواهد بود يا با عادت حالت جوانى
قالَ
گفت :
رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ
اى پروردگار من ! از كجا باشد مرا پسرى ؟
وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ
و بتحقيق رسيده است مرا پيرى
وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ
و زن من به جهت ياس از حيض ولد نميآورد .
قالَ
گفت خداى تعالى :
كَذلِكَ
به همين حال كه هستيد شما از پيرى و يأس از حيض حق تعالى فرزند بشما عطا مىكند
اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ
خداى تعالى مىكند آنچه را كه ميخواهد از امور عجيبه و خلاف عادت .
قالَ
گفت زكريا بار ديگر :
رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً
اى پروردگار من ، بگردان و ظاهر ساز براى من نشانهاى كه از حمل زوجهء من مرا خبردار سازد ، تا در مواد شكر گزارى بيفزايم . و فى تفسير على بن ابراهيم : « ان زكريا ظنّ ان الذين بشروه الشياطين فقال :
اجْعَلْ لِي آيَةً
» يعنى چون زكريا گمان كرد كه شياطين او را بشارت به فرزند دادهاند لهذا طلب آيتى و علامتى كرد ، ظاهرا اين روايت بعد از ثبوت و صحت آن بنا بر تقيه باشد ، زيرا كه اهل سنت را اعتقاد اينست كه وساوس شياطين را تأثير در انبياست .
قالَ
گفت خداى تعالى :
آيَتُكَ
علامت تو برين
أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ
اينست كه قادر نباشى بسخن گفتن
ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزاً
سه روز مگر بطريق ايماء و اشارت .
فى تفسير العياشى عن الصادق عليه السّلام . « فكان يؤمى برأسه و هو الرمز »
و چون مراد از كلام خبرى است كه دلالت بما فى الضمير كند بنا بر اين « الا رمزا » استثناء متصل خواهد بود ، به اين معنى كه تكلم مكن در سه روز به هيچ وجه مگر بطريق رمز و ايماء ، و بعضى اين استثنا را استثناء منفصل گرفتهاند بواسطهء آنكه رمز داخل در كلام نيست به اين معنى كه تكلم مكن درين سه روز ليكن مطلب خود را برمز ظاهر كن