تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
شبيهة سيدة نساء بنى اسرائيل » پس حضرت امير المؤمنين و حسنين عليهم السلام را با ساير اهل بيت طلب فرمود ، همه از آن طعام خوردند و سير شدند و طعام هم چنان باقى بود تا آنكه جيران و همسايه‌ها را از آن محظوظ گردانيدند .
هُنالِكَ
در آنجا يا در آن وقت كه زكريا اين خارق عادت را از مريم ديد طمع كرد كه ممكنست وجود فرزند با وجود پيرى و عقيمى ، چنانچه مرويست كه : « انه قال فى نفسه : ان الذى يقدر ان يأتى مريم بفاكهة الصيف فى الشتاء لقادر ان يهب لى ولدا و ان كنت شيخا و امرأتى عاقرا » پس بنا بر اين
دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ
بخواند زكريا پروردگار خود را در اول روز از ماه محرم ، چنانچه در كتاب عيون احبار الرضا از آن حضرت روايت كرده
قالَ رَبِّ هَبْ لِي
گفت اى پروردگار من ببخش مرا
مِنْ لَدُنْكَ
از نزد خود بقدرت كاملهء خود
ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً
فرزندى مبارك پاك از آلايش معصيت چنانچه بمادر مريم حنه داده‌اى
إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ
بدرستى كه تو شنونده و اجابت كنندهء دعاى بيچارگانى .
فَنادَتْهُ الْمَلائِكَةُ
پس ندا كردند او را گروهى از ملائكه ، يا خواند او را جبرئيل كه از جنس ملائكهء مقربين است
وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ
حالكونى كه زكريا ايستاده نماز ميگزارد در مسجد ، تعبير از مسجد بمحراب به جهت اشرفيت محرابست مانند تسميهء شىء باسم اشرف اجزاء آن
أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ
أى بان اللَّه يبشرك ، يعنى به اينكه خداى تعالى مژده ميدهد ترا
بِيَحْيى
به فرزند عاليقدرى كه نام نامى او يحيى است ، بمعنى زنده دارندهء نام پدر و دين حق
مُصَدِّقاً
در حالتى كه آن فرزند تصديق كننده باشد
بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ
بعيسى كه از جانب اللَّه مبعوث است ، و چون آن جناب بكلمهء « كن » بدون توسط پدر موجود گشته لهذا تعبير از آن به كلمه شده
وَ سَيِّداً
و در حالتى كه بزرگ باشد در علم و عبادت و
حَصُوراً
و باز ايستاده باشد از زنان چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه فرمود : « الحصور هو الذى لا يأتى النساء »
وَ نَبِيًّا
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 320 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي