است از خداى تعالى و اشارت بتعظيم آن فرزند موضوعست ، و بعضى « وضعت » بخطاب خواندهاند كه تا خطابى باشد از جانب اللَّه بزن عمران و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه « وضعت » بصيغهء متكلم است ، بنا برين اين نيز كلام زن عمران است يعنى خداى داناتر است به چيزى كه من زائيدهام ، البته خداى را درين مصلحتهاست
وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
و گفت خداى تعالى يا گفت امرءه كه : نيست پسر مانند دختر زيرا كه دختر لياقت نبوت و رسالت و شايستگى خدمت بيت المقدس ندارد بسبب آنكه زن حايض مىشود و چون حايض شود او را حكم باخراج از مسجد مىنمايند ، و محرر را اصلا اخراج از مسجد مشروع نيست .
فى كتاب علل الشرائع عن ابى جعفر عليه السّلام « المحرر للمسجد لا يخرج منه ابدا » .
وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ
بدرستى كه من نام نهادم او را « مريم » و معنى اين لفظ بلغت ايشان « امة اللَّه » بمعنى كنيزك خداست ، و بعضى گفتهاند كه : معناه العابدة
وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ
و بدرستى كه من در پناه ميآرم او را به حضرت تو
وَ ذُرِّيَّتَها
و فرزندان او را
مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
از وسوسه و مس شيطان رانده شده از بهشت ، مرويست كه هر مولودى را شيطان در وقت زائيدن مس مىكند و لهذا آن فرزند بفرياد ميآيد مگر مريم و عيسى را كه نتوانست مس نمايد .
فَتَقَبَّلَها
پس پسنديد مريم را
رَبُّها
پروردگار او
بِقَبُولٍ حَسَنٍ
به پسنديدنى نيكو جهت خدمت بيت المقدس ، با آنكه قبل ازين معهود و مشروع نبود كه دختر آنجا خدمت كند
وَ أَنْبَتَها
و برويانيد يعنى نشو و نما داد مريم را
نَباتاً حَسَناً
نشو و نماى نيكو ، چنانچه در سن نه سالگى بانواع عبادت بر همهء زنان غالب شد
وَ كَفَّلَها زَكَرِيَّا
و كفيل مريم گردانيد حق تعالى زكريا را و او را بزكريا سپرد .
در تفسير عياشى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه زكريا شوهر خواهر مريم بوده ، و در بعضى روايات آمده كه زكريا پسر خالهء مريم بوده ، اللَّه اعلم .