غير لايق را در مقام « اصطفى » و « ارتضى » در نميآورد .
و بعد ازين حال مريم عليها السلام را كه از ذريّت مصطفين اخيار است بيان مىكند كه : ياد كن اى محمد
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ
وقتى را كه وحى فرستاديم بسوى عمران بن ماثان كه ميدهيم به تو پسرى كه بينا گرداند كور مادرزاد را ، و شفا بخشد مبروص را ، و زنده كند مرده را باذن خداى تعالى ، و ميگردانيم او را پيغمبر بر بنى اسرائيل : و مراد از اين حضرت عيسى بود كه فرزند زادهء عمران است كه فى الحقيقة فرزند اوست ، و عمران مضمون اين وحى را بزن خود مادر مريم و جدهء عيسى گفت ، و در بعضى روايات نام او حنه وارد شد . چنانچه در تفسير على بن ابراهيم رحمه إله مذكور است ، و گفتهاند كه حنه دختر فانوذا جدهء عيسى است ، و در كافى از حضرت ابى الحسن موسى الكاظم عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت نصرانى را گفت كه نام مادر مريم مرثار بوده كه در عربى بمعنى « وهيبه » است .
و چون زوجهء عمران بن ماثان حامله شد و اعتقادش اينكه اين همان فرزنديست كه حق تعالى شوهر مرا بوجود آن بشارت داده گفت كه :
رَبِّ
اى پروردگار من
إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ
بدرستى كه من نذر كردم براى تو
ما فِي بَطْنِي
آنچه در شكم منست
مُحَرَّراً
در حالتى كه آزاد باشد به جهت خدمت بيت المقدس
فَتَقَبَّلْ مِنِّي
پس قبول كن خدايا از من آنچه نذر كردم
إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ
بدرستى كه تو شنوايى سخنى را كه در باب نذر گفتم
الْعَلِيمُ
دانايى به نيت من كه بمحض رضاى تو واقع شده .
فَلَمَّا وَضَعَتْها
پس آن هنگام كه بنهاد حمل خود را ، تأنيث ضمير باعتبار ما فى الواقع است كه در واقع حمل او دخترى كه مريم است بوده
قالَتْ
گفت از روى حسرت و اعتذار از نذر :
رَبِّ
اى پروردگار من
إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى
بدرستى كه بنهادم من آن حمل را دختر و خداى تعالى فرمود كه :
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ
و خداى داناتر است به آنچه بگذاشت و زائيد زن عمران ، در اين صورت «
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ
» كلام مستانف