و بر اسلام توارث و تناكح متفرعست ، و بر ايمان ثواب اخروى .
وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
و اختلاف نكردند در حقيت دين اسلام آنان كه داده شده ايشان را كتاب از يهود و نصارى
إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ
مگر پس از آنكه آمد بديشان علم بر حقيت آن
بَغْياً بَيْنَهُمْ
از روى سركشى و حسد و طلب رياست ، نه از جهت شبهه كه عارض ايشان شده باشد
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ
و هر كس بگرود بآيات و حجتهاى خداى تعالى
فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ
پس بدرستى كه خداى تعالى سريع الجزا است ، و به زودى جزاى بغى ايشان را خواهد داد .
فَإِنْ حَاجُّوكَ
پس اگر ايشان مخاصمه و مجادله كنند با تو اى محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) در دين بعد از اقامت حجت بر ايشان
فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ
پس بگو كه : خالص گردانديم نفس خود را براى خداى تعالى ، و احدى را شريك او نميگردانيم ، و چون « وجه » اعضاء ظاهره است لهذا تعبير از نفس بوجه كرد و
مَنِ اتَّبَعَنِ
معطوفست بر تاء « اسلمت » اى فقل اسلم من اتبعن ، يعنى پس بگو كه خالص گردانيدند نفس خود را براى خداى تعالى و بتوحيد او اقرار كردند كسانى كه تابع من شدند ، و ميتواند كه كلمهء « واو » در «
وَ مَنِ اتَّبَعَنِ
» بمعنى « مع » باشد ، اى أسلمت مع من اتبعن
وَ قُلْ
بگو
لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
مر آن كسانى را كه داده شده بايشان كتاب مانند يهود و نصارى
وَ الْأُمِّيِّينَ
و آن كسانى كه ناخواندهاند و كتابى براى ايشان نازل نشده مانند مشركين عرب
أَ أَسْلَمْتُمْ
آيا اسلام آوردهايد شما چنانچه من و تابعين من اسلام آوردهايم بنا بر وضوح حجج و دلايل ، با بر كفر خود مستقيميد ؛ بعضى گفتهاند كه استفهام بمعنى امر است ، يعنى بگو كه اسلام بياريد
فَإِنْ أَسْلَمُوا
پس اگر اسلام آوردند
فَقَدِ اهْتَدَوْا
پس بتحقيق هدايت يافتند
وَ إِنْ تَوَلَّوْا
و اگر اعراض نمايند از اسلام بر تو مضرتى نيست
فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ
زيرا كه پس بر تو نيست مگر تبليغ رسالت
وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
و خداى تعالى بينا و داناست باحوال بندگان خود از انقياد و اعراض ، و جزاى ايشان مطابق حال ايشان