وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ
اى و ان وجد ذو عسرة ، زيرا كه « كان » درين جا « كان » تامه نه ناقصه ، يعنى اگر يافت شود در ميان قرضداران خداوند عسرتى و تنگى معاشى كه قادر نباشد بر تحصيل زياده از قوت خود و عيال خود تا تواند كه اداى دين خود كند
فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ
پس حكم آن مهلت دادنست تا وقت يسر و مالدار شدن آن ، بنا بر اين ترجمه « فنظرة » خبر مبتداء محذوفست ، اى فحكمه نظرة ، و ميتواند كه فاعل فعل محذوف باشد اى فيجب نظرة ، و « نظرة » بمعنى انتظار و مهلت دادنست ، و « ميسرة » مصدر ميمى بمعنى يسار و توانگريست ، يا اسم زمانست بمعنى زمان توانگرى در مجمع البيان گفته كه : « اختلف فى حد الاعسار
فروى عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام انه قال : هو اذا لم يقدر على ما يفضل عن قوته و قوت عياله على الاقتصاد »
و بعد ازين گفته كه :
اختلافست درين كه انظار و مهلت واجبست يا نه و وجوب امهال مروى از صادقين عليهما السلام است .
وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ
و اينكه تصدق كنيد يعنى ابراء كنيد بهتر است مر شما را و ثواب آن بيشتر است از مهلت دادن
إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
شرطيست كه جزاء آن مقدر است . و
فى الكافى قال ابو عبد اللَّه عليه السّلام : « ان كنتم تعلمون انه معسر فتصدقوا عليه بما لكم عليه »
يعنى حضرت صادق عليه السّلام جزاء آن را جملهء « فتصدقوا عليه » اخذ كرده ، يعنى اگر باشيد شما كه بدانيد اينكه او معسر و پريشان است پس تصدق كنيد بر او آن چيزى كه شما راست برو ، يعنى از حق خود بگذريد و مطالبه مكنيد .
بعضى گفتهاند كه : ازين آيه مفهوم مىشود كه مندوب افضل از واجب است زيرا كه انظار و امهال واجبست و ابراء مندوب ، و حق تعالى ابراء را بهتر از انظار شمرده ، پس ابراء مندوب افضل از انظار واجب خواهد بود ، و درين حكم بعد از ورود نص استبعادى نيست ؛ چنانچه جواب سلام واجبست و زيارت ائمهء هدى عليهم السلام سنت با آنكه ثواب زيارت اضعاف و مضاعف ثواب جواب سلام است ، و بعضى از مشايخ گفتهاند كه : « فهم بعضهم