تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
استقامت مثل رفتار مصروعان ، و تخبط احداث آنست در كسى ، يعنى بر نخواهند خاست از قبرهاى خود مگر مانند برخاستن آنانى كه متحرك سازد ايشان را شيطان بر خلاف حركت طبيعى ايشان ، مانند حركت مصروعان
مِنَ الْمَسِّ
از جهت جنون و ديوانگى ، پس مس بمعنى جنونست ، لهذا مجنون را « ممسوس » گويند ، و اسناد تخبط بشيطان از جهت آنست كه زعم عرب چنانست كه احداث ديوانگى و رفتار بر خلاف انهجار از عمل شيطان است ، بنا برين ديوانه را مجنون گويند ، بمعنى زده شدهء جن ، و كسى كه صرع دارد مصروع گويند بمعنى انداخته شدهء شيطان ، و مضمون آيت آنست كه علامت ربا خواران در روز قيامت آن خواهد بود كه بر خواهند خاست از قبرهاى خود مثل بر خاستن ديوانگان و مصروعان افتان و خيزان ، نه بر وجه استقامت ، از جهت ثقلى كه در أكل ربا در ايشان بهم رسيده .
ذلِكَ
اين عقاب
بِأَنَّهُمْ قالُوا
بسبب آنست كه ربا خواران قياس رباء حرام به بيع حلال كردند و گفتند :
إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا
جزين نيست كه خريد و فروخت مانند رباست در حلال بودن ، ظاهر آن بود كه گفته شود : « انما الربا مثل البيع » زيرا كه مقصود قياس رياست به بيع نه عكس ، و وجه عدول از ظاهر مبالغه است در حلال بودن ربا ، چنانچه گوئيا أصل ، رباست در حلال بودن و بيع فرع است ، از قبيل تشبيه مغلوب بر غالب مثل قول عرب : « بدا الصباح كانه وجه الخليفة » يعنى ظاهر شد صباح مانند روى خليفه ، و حاصل معنى اينست كه روى خليفه مثل صباحست ، و بهر تقدير آيه دلالت دارد بر عدم جواز عمل بقياس چنانچه بر ذكى پوشيده نيست . پس حق تعالى در رد ايشان ميفرمايد كه :
وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
و حلال گردانيده است خداى تعالى بيع را
وَ حَرَّمَ الرِّبا
و حرام ساخته ربا را ، پس قياس ربا به بيع قياس مع الفارق است .