أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ
اى أ يحبّ احدكم يعنى آيا دوست ميدارد يكى از شما
أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ
اينكه باشد مر او را بوستانى كه مشتمل باشد بر درختان خرما و اصناف انگورها
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
ميرفته باشد از زير آن درختان جويهاى آب
لَهُ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ
باشد مر صاحب بوستان را در آن بوستان از هر جنس ميوهها غير از خرما و انگور كه قبل ازين مذكور شد ، تصريح به نخيل و أعناب به جهت كثرت منافع آنهاست
وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ
يعنى حال آنكه بتحقيق رسيده باشد آن صاحب بوستان را پيرى و ضعف قوا ، بنا برين « واو » در « و اصابه » واو حالست بتقدير كلمهء « قد »
وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ
و باشد مر او را فرزندان صغير كه نه پدر از جهت پيرى و ضعف قواى بدنى تواند كسب معيشت كرد و نه فرزندان بواسطهء صغر و ناتوانى ، و معيشت ايشان منحصر باشد به آن بوستان
فَأَصابَها إِعْصارٌ
پس برسد بدين بوستان گرد بادى سخت