اسباب بطلان انفاقست كه آن ريا و عدم ايمان به خدا و بروز جزاست ، و تنبيه است بر مبالغه در بطلان انفاق مشبّه به تا از آنجا مبالغه در بطلان انفاق مشبه لازم آيد .
فَمَثَلُهُ
پس حال آن كسى كه تصدق بطريق منّ و أذى و ريا مىكند
كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ
همچو حال سنگ عظيم هموار است كه بر روى آن خاك نشسته باشد
فَأَصابَهُ وابِلٌ
پس رسيده باشد بر آن سنگ باران بزرگ قطره و شسته باشد آن خاك را از روى آن
فَتَرَكَهُ صَلْداً
پس گذاشته باشد آن را سنگى خالى از خاك در اين آيه تشبيه شده منافق مرائى به سنگ مذكور و انفاق او به خاك و ريا ، و عدم ايمان او بباران بزرگ قطره ، و بطلان آن انفاق بسبب ريا بشستن باران آن خاك را
لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ
استينافست براى بيان حال منافق مرائى يعنى قادر و توانا نيستند اين منافقان منفقان مرائى ، بر تحصيل چيزى از ثواب
مِمَّا كَسَبُوا
از آنچه كسب كردهاند از تصدقات ريايى يعنى نمىيابند ايشان از آن اعمال ريايى فائده و ثوابى ، چنانچه يافته نميشود بر صفوان چيزى از تراب بواسطهء شستن باران آن را و چون « الذى » باعتبار لفظ مفرد است و بحسب معنى جمع ، بنا برين ضماير مفرده مثل ضمير « ماله » و غير آن باعتبار لفظ « الذى » است ، و ضماير جمع مثل ضمير « لا يقدرون » و « مما كسبوا » باعتبار معنى آن
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ
و خداى تعالى راه نجات و بهشت ننمايد گروه كافران را و يا سلب لطف و توفيق خود از ايشان مىكند .
تعبير از منفق ريايى بكافر تهديد عظيم است مر اصحاب ريا را ، و تنبيه است بر اينكه ريا حكم شرك دارد چنانچه روايت كردهاند كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله فرموده :
« ان أخوف ما أخاف عليكم الشرك الاصغر ، قيل : و ما الشرك الاصغر ؟ قال :
الريا »
يعنى بدرستى كه ترسندهترين آنچه مىترسم من بر شما شرك كوچكتر است گفتند : چيست شرك كوچكتر ؟ حضرت فرمود كه : آن رياست پس بر مؤمن واجبست كه اجتناب از آن نمايد .