فِيهِ نارٌ
باشد در آن باد آتش كه آن را باد سموم گويند
فَاحْتَرَقَتْ
پس بسوزد به وزيدن آن باد سموم تمام آن بوستان و أثرى از درختان ميوهدار در آن نماند ، و بدين سبب مالك باغ با فرزندان به جهت ضيق معاش متحير و عاجز بمانند زيرا كه گاهى كه از ايشان انفاقى و تصدقى سر ميزد آن را مشوب و مخلوط بمنت و ريا ميگردانيدند ، چنانچه محمد بن مسعود عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« فمن امتنّ على من تصدق عليه كان كمن كان له جنة كثيرة الثمار و هو شيخ ضعيف له أولاد ضعفاء فيجىء ريح و نار فتحرق ماله كله »
كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ
اينچنين بيان مىكند خداى تعالى براى شما آيات و علامات قدرت كاملهء خود را
لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ
تا آنكه شما تفكر كنيد و از آن عبرت گيريد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
أى آن كسانى كه ايمان آوردهايد
أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما كَسَبْتُمْ
نفقه كنيد از پاكيزههاى مالى را كه تحصيل كردهايد نه حرام و نه زبون را
وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ
أى و من طيبات ما اخرجنا لكم من الارض ، يعنى و تصدق كنيد از پاكيزههاى آنچه را كه بيرون آوردهايم ما براى شما از زمين ، مانند غلات و ثمرات و معادن
وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ
و قصد مكنيد مال بد را
مِنْهُ تُنْفِقُونَ
حالكونى كه از آن مال خبيث خواهيد كه انفاق كنيد ، بنا برين « منه » متعلق است به « تنفقون » و تقديم آن جهت اختصاص است يا از جهت اهتمام ، و ضمير راجع به « خبيث » است ، و جملهء « منه تنفقون » حال است از فاعل « تيمموا » و محتمل است كه « منه » متعلق باشد به « خبيث » و ضمير راجع شود به آنچه مذكور شد سابقا از « ما كسبتم » و از « ما أخرجنا » و « ينفقون » بتقدير مفعول حال باشد از فاعل « تيمموا » يعنى و قصد مكنيد مال بد را از آنچه كسب كردهايد ، و از آنچه بيرون آوردهايم از زمين حال كونى كه انفاق كنيد آن را
وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ
و حال آنكه نيستيد شما گيرندهء آن مال خبيث از مردم در عوض حقهاى خود كه در نزد ايشان داشته باشيد
إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ
مگر آنكه چشم بپوشيد و مساهله