مِنَ الطَّيْرِ
پس بگير چهار عدد از مرغان را كه كركس و بط و طاوس و خروسند ، چنانچه در كتاب عيون اخبار الرضا روايت كرده ، و در بعضى احاديث وارد شده كه آن چهار مرغ هدهد و صرد و طاوس و غراب بوده
فَصُرْهُنَّ
پس اجزاء آنها را متفرق ساز و مخلوط گردان بهم و جمع كن
إِلَيْكَ
بسوى خود تا اجزاء آنها را بدانى و التباسى ترا رو ندهد
ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ
پس بگذار بر سر هر كوهى كه در اطراف تو مىباشد
مِنْهُنَّ جُزْءاً
از اجزاء آن مرغ پارهاى را
ثُمَّ ادْعُهُنَّ
پس بخوان بسوى خود اين مرغان را بنامهاى آنها
يَأْتِينَكَ سَعْياً
تا آنكه بيايند نزد تو شتابنده ، پس ابراهيم آن مرغان را پاره پاره كرد و هر پارهاى را بر سر كوهى كه در حوالى او بود نهاد پس هر كدام را بنام آن بخواند و اجزاء متفرقه بر يكديگر منضم شدند همه زنده شده به پرواز در آمدند و گفتند : « يا نبى اللَّه أحييتنا أحياك اللَّه » يعنى اى پيغمبر خدا زنده گردانيدى ما را خداى تعالى زنده دارد ترا ، ابراهيم فرمود : « بل اللَّه يحيى و يميت و هو على كل شىء قدير »
وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
و بدان اينكه خداى تعالى غالب است و عاجز از احياء موتى نيست
حَكِيمٌ
راست گفتار درست كردار است .
در روضهء كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه چون ابراهيم عليه السّلام مشاهدهء ملكوت سماوات و ارض نمود التفات به اطراف عالم كرد جيفهاى ديد كه در ساحل دريا افتاده نصف آن در ميان آبست و نصف ديگر در خشكى ، سباع بحر نصف جيفه را كه در آبست ميخورند و بعد از آن حمله بر يكديگر ميكنند ، پس بعضى از آن سباع را پاره پاره كرده ميخورند ، و همچنين سباع برّ نصف آن را كه در خشكى افتاده ميخورند و بعد از آن حمله بر يكديگر ميكنند و يكديگر را ميخورند ، ابراهيم ازين تعجب كرده گفت «
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى
» يعنى اى پروردگار من اجزاء اين سباع كه غذاى يكديگر شده و متفرق گرديدهاند چه نوع زنده خواهند شد ؟ حق تعالى فرمود :